ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - نصب امام
«إنّ الإمامة أجلّ قدرا و أعظم شأنا و أعلا مكانا و أمنع جانبا و أبعد غورا من أن يبلغها الناس بعقولهم أوينالوهم بآرائهم أويقيموا إماما باختيارهم؛[١]
قدر امامت بسيار والاتر و شأن آن با عظمتتر و مكانش مرتفعتر و فاصلهاش [با مردم عادى] دورتر و عمقش بيشتر از آن است كه مردم با عقلهايشان بتوانند بدان دست يابند يا اينكه با نظريات خويش بدان وقوف يافته يا اينكه امامى براى خويش برگزينند».
آنچه براى علما مهم است، فهم و درايت روايت است نه خود آن.
تعبير اوّل امام رضا (ع) اجلّ از والائى امامت است و والايى قدر و مقام مىطلبد.
تعبير دوم ايشان اعظم از عظمت آن است و عظمت هم خود نيازمند شأنى است كه بدان فهميده شود.
تعبير سوم اعلى از برترىاش بوده و برترى محتاج مكان است.
تعبير چهارم امنع حكايت از دست نيافتنى بودنش دارد و آن هم نياز به مكانى براى فهم دارد.
تعبير پنجم ابعد را با توجّه به معناى تعمّق مىتوان دريافت.
و ضمن اين اوصاف است كه مىتوان نظارهگر تجلّى علم امام رضا (ع) بود كه امام به علمش شناخته مىشود. يكى از مصيبتهاى ما اين است كه اوقات خويش را صرف فهم كلمات و عبارات ابوعلى سينا و ديگران كرده ايم و به فهم گفتار معصومان (ع) نپرداختهايم كه با اشارهاى كوچك در كلامشان ميلياردها مغز، همانند عقل ابوعلى سينا را به بار مىآورد.
هر كدام از كلمات ايشان، خود غوغايى از علم است و محتاج تلاش جدّى عقلى تا بتوان آن را فهميد و موضوع و محمول و متعلّق و متعلّقٌبه را دريافت و با وجود اين، آيا مىتوان فهميد كه حقيقت امامت چيست؟
هيهات! كه بتوانيم حقّ فهم و دركش را ادا كنيم.
امامت كجاى سلسله مراتب هستى قرار گرفته است؟
أعظم شأنا ... و أبعد غوراً من يبلغها الناس بعقولهم.
تنها به عبارت «أبعد غوراً» بيانديشيد تا دريابيد كه موضوع در اينجا، همانند منطقة الفراغ ها و سياه چالههايى است كه ستاره شناسان از آن سخن مىگويند كه هر نور و شعاعى در آنجا خاموش مىگردد و هر ستارهاى را متلاشى و منهدم مىكند. در ابتداى اين فضاى بىانتها، زمينگير شده و هرگز نخواهد توانست عمق و انتهايش را بيابد.
حضرت فرمودهاند كه شخصيت امام از جنس عالم بالاست؛ دستگاهى الهى است با عمقى بسيار و به مراتب بزرگ تر از آنكه مردم بتوانند با عقلها و انديشههاى خويش بدان دست يابند. تمام انسانها و بلكه اصلًا طبيعت بشرى قابليت و قدرت فهم اين موضوع را ندارد.
«بعقولهم» يعنى عقل تمام ارباب واصحاب انديشه كه عقل افلاطون و ارسطو و ابوعلى سينا و شيخ انصارى هم در اين ميان است؛ تمام عقلها كه بدينجا برسند، نورشان خاموش مىگردد و قدرتهايشان درهم مىشكند.
نصب امام
اين اوّلين نكته روايت مذكور بود، نكته بعدى در آن اين است كه امام مىفرمايند: «يا اينكه به اختيار و انتخاب خويش امامى برگزينند يا با آراء و انديشههاى خود بتوانند بدان دست يابند.» سؤالى در اينجا پيش مىآيد كه دليل اين مدّعا چيست؟ دليلى كه حضرت براى آن مىفرمايند، ضعف و ناتوانى مردم از درك امامت و انتخاب امام است و با لفظ «إن الإمامة» آن را بيان كرده و به دنبال آن پنج مورد از عناوين اين علّت را تبيين مىكنند.