ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - ٢ مصحف اميرالمؤمنين على (ع)
تحويل نمى داد. در آن صندوق سلاح رسول خدا (ص) و كتابهاى او قرار داشت».[١]
پس از امام باقر (ع) تمامى مواريث انبياء و امامت به امام صادق (ع) منتقل گرديد. به حديثى در اين زمينه توجّه فرماييد.
از زراره بن اعين شيبانى در «بصائر الدّرجات» روايت شده كه امام صادق (ع) فرمود: «هنوز امام باقر (ع) حيات داشت كه آن مواريث و كتابها به من منتقل گرديد».[٢]
اين روايت نيز مشخّص مىسازد، مواريث كه كتاب جامعه على (ع) نيز شامل آن مىشود، در زمان حيات امام باقر (ع) به فرزند گرامى اش، امام صادق (ع) منتقل گرديده است. در كتابهاى ديگر در مورد ساير ائمه (ع)، بعد از امام صادق (ع) نيز رواياتى وارد شده است.[٣]
در پايان اين مبحث، به مواردى از رجوع امامان مكتب اهل بيت (ع) به كتاب جامعه على (ع) مىپردازيم: از ابان بن تغلب بن رياح روايت شده كه گفت: از على بن الحسين (ع) در مورد كسى سؤال شد كه درباره مقدارى از مال خود وصيت كرده است [به طور مبهم وصيت كرده كه مقدارى از مال او را به فلان مصرف برسانيد؛ امّا مقدار آن را مشخّص نكرده و عباراتى مانند» شىء من مالى «به كار برده است]. حضرت سجاد (ع) در پاسخ فرمود: «شى ء در كتاب على (ع)، يك ششم محسوب مىشود».[٤]
نجاشى روايت كرده است كه: عذافر بن عيسى خزاعى صيرفى در معيت حكم بن عتيبه كوفى به خدمت امام باقر (ع) رسيدند. حكم آغاز سخن كرد و مسائلى را مطرح ساخت و امام به اينكه ديدار حكم را خوش نداشت، او را پاسخ مىداد تا اينكه در مسئلهاى بين شأن اختلاف نظر افتاد [حكم پاسخ امام را نپذيرفت]؛ در اين هنگام امام باقر (ع) روى به فرزند خود كرده، فرمود: «پسرم، برخيز و آن كتاب على (ع) را بياور». فرزند امام فرمان برد و كتابى كه طوماروار روى هم پيچيده شده بود، پيش روى آن حضرت نهاد. امام آن را گشود و به جست وجوى مسئله مورد بحث پرداخت تا آن را بيافت و سپس فرمود: «اين املاى رسول خدا (ص) و خطّ على (ع) است».[٥]
در ادامه همين حديث حضرت فرمود: «به هر طرف كه مىخواهيد، به شرق و به غرب برويد كه به خدا سوگند، علمى از اين مطمئن تر كه نزد خانواده ماست و جبرئيل بر ما فرود آورده، نزد هيچكس ديگر نخواهيد يافت». بارها استفاده ائمه (ع) از كتاب جامعه على (ع) و پاسخ دادن به سؤالات، در منابع معتبر شيعه آورده شده كه ما در اينجا مواردى از آنها را ذكر مىنماييم:- در كتاب «الطّهارة» از زراره و او از اباعبدالله (ع) نقل مىكند كه: در كتاب على (ع) چنين يافتم كه رسول خدا (ص) فرمود: «هنگامىكه از پرداخت زكات خوددارى شود، زمين بركات خود را دريغ مىكند.» در كتاب «وسائل الشّيعه»، بخش زكات، باب تحريم منع زكات، بريد بن معاويه مىگويد:
از ابا عبدالله، امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود: «در كتاب على (ع) آمده است: به كسى خمر (شراب انگور) و به كسى كه نبيذ (شراب خرما) مىنوشد، هشتاد تازيانه زده شود».
همچنين از امام صادق (ع) نقل شده است كه: «در كتاب امام على (ع) آمده است كه ديه سگ شكارچى، چهل درهم است». سخن پايانى درباره كتاب جامعه اينكه، به تصريح امام صادق (ع)، اين كتاب نقل از حضرت اميرالمؤمنين (ع) است و سخنان آن حضرت نيز به سخنان رسول خدا (ص) و خداى عزّوجلّ بر مىگردد:
«حديث من، حديث پدرم مىباشد و حديث پدرم، حديث جدّم و حديث جدّم همان حديث حسين است و حديث حسين، حديث حسن و حديث حسن، حديث اميرالمؤمنين و حديث اميرالمؤمنين، حديث رسول خدا (ص) و حديث رسول خدا (ص)، سخن خداى عزّوجلّ مىباشد».[٦]
٢. مصحف اميرالمؤمنين على (ع)
درباره مصحف اميرالمؤمنين، على (ع)، ابتدا خود كلمه «مصحف» و معناى دقيق آن را بررسى مىنماييم. در زبان عربى به چيزى كه در آن مىنويسند، «صحيفه» و جمع آن را صحائف و صُحُف[٧] و «مصحف» را مجموعه ميان دو جلد مىگويند، بنابراين مصحف نام كتاب جلد شده است، چه «قرآن» باشد و چه غير قرآن؛ مانند مصحف حضرت زهرا (س) كه غير از قرآن است. پس از اينكه معلوم شد مصحف يعنى نوشتهاى بين دو جلد و اينكه مصحف مىتواند قرآن باشد يا غير از قرآن، مىتوان گفت كه آنچه معروف به «مصحف على (ع)» است، همان قرآنى است كه آن حضرت جمع و تدوين نموده بود.
آن قرآن داراى ويژگى تفسير و شأن نزول آيات بوده و به همان ترتيب كه پيامبر (ص) دستور داده بودند، سورهها مرتّب گشتهاند. على (ع) آن