ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - شهرى بى دروازه نيست!
تذكّر و تفكّر ميان آنها و غفلتشان در اينباره برمىگردد. همه انبياء و اولياء، مردم را متذكّر شده و دعوت به تفكّر درباره احوال خود و روزگار خود كردهاند.
آدمى در ابتلاء به هواجس و حوادث، مبتلاى فراموشى و نسيان مىشود و ذكر، او را از اين حالت خارج كرده و متذكّرش مىسازد.
ذكر به معناى ياد است در مقابل فراموشى. در اين حالت و هنگام دريافت ذكر و متذكّر نفس به حقيقت خود و به فطرت الهى خود بازگشت كرده و خود را از تباهى محفوظ مىدارد. ذكر، وقتى مؤثر مىافتد كه در دل و نفس، واقعهاى مقدّس و زيبا حاضر شود. پس فرمودند:
«وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ؛[١]
اندرز بده كه اندرز، مؤمنان را سودمند افتد.»
شهرى بىدروازه نيست!
امام محمدباقر (ع) درباره امتحان و غربال شدن مردم در دوران فترت مىفرمايند:
«و الله لتميزن و الله لتمحصن و الله لتغربلئن كما يغربل الزؤان من القمح؛[٢]
به خدا سوگند! آزموده مىشويد؛ امتحان مىشويد؛ غربال مىشويد؛ آن سان كه گندم غربال مىشود و از شلتك جدا مىگردد.»
خداوند ديار البشرى را از ابتلاء و امتحان معاف نداشته است. اين از سنّتهاى خداوند متعال است. تنها در اين صورت است كه سعيد از شقى و صالح از طالح بازشناخته مىشود. پيامبران الهى نيز هماره در معرض بزرگترين امتحانات و ابتلائات بودند؛ حتّى آنان مراتب سختترى از امتحان و ابتلاء را تجربه كردهاند. خداوند مؤمنان را از ابتلائات وحشتناك آخرتى و شقاوت امان داده؛ امّا از ابتلاء و امتحان معاف ندانسته است. در همين باره امام صادق (ع) مىفرمايند:
«الْمُؤْمِنُونَ يُبْتَلَوْنَ ثُمَّ يُمَيِّزُهُمُ اللَّهُ عِنْدَه ...؛
مؤمنان به شدّت مبتلا مىشوند تا خداوند آنها را مورد آزمايش قرار دهد. خداوند آنها را از بلاها و تلخىهاى دنيا امان نداده است؛ بلكه آنها را از كورى و شقاوت آخرت امان داده است؛ چنان كه حسينبن على (ع)- در روز عاشورا- كشتههاى خود را روى يكديگر قرار مىداد و مىگفت: كشتههاى ما، كشتههاى پيامبر و آل پيامبران است.»[٣]
به استناد اين روايات، هرچه زمان بگذرد و به سالهاى قبل از ظهور نزديكتر شويم، وضع مؤمنان و شيعيان سخت و سختتر مىشود تا در غربالگرى عصر غيبت، مؤمنان و منتظران بازشناخته شوند.
اين چنين نيست كه دروازهاى را گشوده و رخصت دهند تا جماعتى گلهوار هجوم بياورند، بر مسندها تكيه بزنند و گمان برند كه پذيرفته درگاه حضرت محبوب شدهاند.
لاجرم هركس بايد شرايط پذيرفته شدن را در خود فراهم آورد. اين سخن معقول و پذيرفته هر صاحب خردى است. در اين دوران سخت، و آنگاه كه شدّت و سختى به منتهاى خودش مىرسد، صفوف، معلوم و تفكيك مىشود تا به آنجا كه هركس جاى خودش را در صفوف تشكيل شده شناخته و در آن قرار مىگيرد؛ بلكه آن را فاش و علنى نيز مىسازد.
شدّت يافتن سختىها و مصيبتهاى طاقتفرسا، به منزله فرمان سكوت و انفعال در برابر عوامل آشكار و نهان ابليس و مستكبران و