ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - به خدا قسم غربال مى شويد!
در روايت زيبايى، ابان بن تغلب از امام صادق (ع) درباره طلوع اين ستاره بخت مىفرمايند:
«يَأْتِى عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ يُصِيبُهُمْ فِيهِ سَبْطَةٌ، يَأْرِزُ الْعِلْمُ فِيهَا كَمَا تَأْرِزُ الْحَيَّةُ فِى حِجْرَهَا. فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ اذ طَلع عَلَيْهِمْ نَجْمُهُم؛
براى مردم، روزگارى فرا مىرسد كه همگان در آن دچار تب و لرز مىگردند، علم و دانش در آن ايّام در هم پيچيده شود، آن سان كه مار در لانه خود، به دور خود مىپيچد. در آن هنگام، ستاره آنها طلوع مىكند.»
از امام صادق (ع) پرسيده شد: فَمَا السَّبطَةُ؟؛
سَّبطَة چيست؟
فَقَالَ: «الْفَتْرَة النُّعاس وَ الضَّعفِ: كُونُوا عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يُطْلِعَ اللَّهُ لَكُمْ نَجْمَكُم؛[١]
فرمودند: روزهاى فترت كه همگان در آن دچار ضعف و سستى مىگردند. در آن ايّام بر عقايد خود استوار باشيد تا خداوند ستاره شما را ظاهر گرداند.»
امام از اين دوران، به عنوان روزهاى فترت ياد مىكنند. فترت، در خود دو معنى و مفهوم ضعف و سستى و زمان فى مابين را دارد. گاه اين زمان ميانى، به مدّت زمان بين ظهور دو پيامبر يا به تخت نشستن دو پادشاه اطلاق مىشود. به فاصله و وقفه ميان دو دوره نيز گفته شده است. دوره فترت براى بسيارى از اقوام قبلى نيز رخ داده است.
آيه «ياأَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ؛[٢]
اى اهل كتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتى ميان پيامبران به سوى شما آمد؛ در حالىكه [حقايق] را براى شما بيان مىكند ...».
به تبع دور شدن از بخت و دولت پيشين و تا طلوع ستاره بخت دولت فردا، نوعى سستى و ضعف در همه اركان فرهنگى و تمدّنى اقوام حادث مىشود. جماعتى در حيرت و سرگردانى همه سلامت و ايمان خود را از دست مىدهند. جماعتى طعمه ديوان و ددان آدمخوار در كمين نشسته، مىشوند، شمار اندكى نيز در كشاكش حوادث و هواجس، پا برجا مانده و به دولت و بخت جديد مىپيوندند. اينان شايستگى و سزاوارى تجربه دولت فردا را در خود جمع كردهاند.
براى زمان در رسيدن آن دولت منتظَر وقتى نمىتوان معلوم كرد؛ چنانكه در عموم روايات شيعى از تعيين وقت خوددارى شده و همگان را از اين عمل منع كردهاند. بىگمان حكمتى دراين ممانعت از تعيين وقت نهفته است؛ چنانكه امام جواد (ع)، حكمت اين خوددارى حضرات معصومان (ع) از تعيين وقت را بيان داشته و مىفرمايند:
«انّها سَتَكونُ حَيرةً، لو عُيِّنَ لِهَذالامرِ وقت لَقَسَتِ القُلُوبُ ...؛
حيرت و سرگردانى خواهد بود. [فترت] اگر براى اين امر وقتى تعيين شود، دلها قساوت مىگيرد و توده مردمان از اسلام برمىگردند؛ ولى گفتهاند: چه زود است؟ چقدر نزديك است؟ تا دل مردم آرام بگيرد و فرج نزديك شود.»[٣]
صبح اميد كه به معتكف پرده غيبت- گو برون آى كار شب تار آخر شد
در اين وضع، براى آدمى، حالتى مابين خوف و رجا حادث مىشود. خوف بازدارندگى و رجا اميدوارى را چون دو بال به انسان متذكّر و منتظر هديه مىكند تا از فراز ابتلاء و امتحان بگذرد و تا تجربه دولت فردا، جان سالم به در برد.
راز نگونبختى و سقوط اقوام در سياهچال يأس و ابتذال به جايگاه