ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و سى و نهم- يكصد و چهلم
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
مثلث خونين، ائتلاف «صليب، سلفى و صهيون»
٥ ص
(٤)
اخبار
١٢ ص
(٥)
گردن زدن يك جوان به دليل نبوسيدن اين عكس
١٢ ص
(٦)
شروع مسابقات المپيك با آوازر «اورشليم»
١٢ ص
(٧)
عربستان متولّى اجراى طرح اسرائيل
١٢ ص
(٨)
آزادى سمير قنطار
١٢ ص
(٩)
مخالفان نظام سوريه! رژيم صهيونيستى را دوست خود مى دانند!
١٣ ص
(١٠)
وزير جديد اوقاف مصر
١٣ ص
(١١)
معاريو فيلم شكار سربازان اسرائيل توسط حزب الله «خفّتى غيرقابل تحمّل» است
١٣ ص
(١٢)
فعّاليت اجتماعى زنان از نگاه صهيونيست ها!
١٣ ص
(١٣)
معماران خاورميانه جديد؛ ائتلاف صليب، صهيون و سلفى
١٤ ص
(١٤)
وهّابيت؛ اينجا و آنجا!
١٨ ص
(١٥)
اخبار جهان اسلام (عراق)
٢٥ ص
(١٦)
انفجارهاى مهيب در كربلا
٢٥ ص
(١٧)
شيعيان، هدف نخست تروريست ها
٢٥ ص
(١٨)
جنگ مذهبى در انتظار خاورميانه
٢٦ ص
(١٩)
گلستانه
٢٨ ص
(٢٠)
شاعر بخوان
٢٨ ص
(٢١)
غزل گفتن از بهار
٢٨ ص
(٢٢)
شيون
٢٩ ص
(٢٣)
سفر به بحرين
٣٠ ص
(٢٤)
تشكّل هاى فرهنگى، ترويجى
٣٤ ص
(٢٥)
سلفيه
٣٦ ص
(٢٦)
تاريخچه «سلفيه»
٣٦ ص
(٢٧)
انديشه و اعتقادات و فتاوى وهّابيت
٣٧ ص
(٢٨)
سلفى هاى «كويت» در تحوّلات منطقه چقدر نقش دارند
٣٨ ص
(٢٩)
اشاره
٣٨ ص
(٣٠)
همه چيز درباره جنگ هاى صليبى
٤٢ ص
(٣١)
وجه تسميه و مفهوم عبارت «جنگ صليبى»
٤٢ ص
(٣٢)
نگرش مسيحيان به مسلمانان طى جنگ هاى صليبى
٤٤ ص
(٣٣)
علل و عوامل آغاز نبرد
٤٥ ص
(٣٤)
اوّلين علّت
٤٥ ص
(٣٥)
دومين علّت
٤٥ ص
(٣٦)
سومين علّت
٤٦ ص
(٣٧)
تصميم نهايى از جانب خود اوربانوس گرفته شد
٤٦ ص
(٣٨)
ناگفته هايى درباره ميانمار
٤٨ ص
(٣٩)
چشم انداز قيام حضرت مهدى (ع) در سرزمين شامات
٥٤ ص
(٤٠)
گلستانه
٥٦ ص
(٤١)
شوق ظهور
٥٦ ص
(٤٢)
بچّه هاى دو كوچه بالاتر
٥٦ ص
(٤٣)
براى مسلمانان ميانمار
٥٧ ص
(٤٤)
پيغام دوست
٥٨ ص
(٤٥)
فتنه هاى بحران ساز آخرالزّمان
٦٢ ص
(٤٦)
آثار بروز فتنه ها در جامعه
٦٥ ص
(٤٧)
بنيادها؛ تربيت رهبران اصلاح طلب
٦٦ ص
(٤٨)
آنكه در گرداب فرو مى غلطد
٧٤ ص
(٤٩)
1 دل بستگى به دنيا
٧٥ ص
(٥٠)
2 گرفتار شدن به شهوات و لذّت ها
٧٥ ص
(٥١)
جمكران؛ از فرمان امام زمان تاكنون
٧٦ ص
(٥٢)
مسجد جمكران ميعادگاهى براى منتظران حضرت صاحب الزّمان (عج)
٧٦ ص
(٥٣)
توجّه گسترده شيعيان با تجديد بناى مسجد جمكران در 42 سال قبل
٧٧ ص
(٥٤)
غايب بودن ما و ظاهر بودن امام
٧٨ ص
(٥٥)
ظاهر بودن حضرت ولى عصر (عج)
٧٩ ص
(٥٦)
دوستى اهل بيت (ع)
٨٠ ص
(٥٧)
الف) اهل بيت در لغت و عرف
٨٠ ص
(٥٨)
ب) اهل بيت در قرآن و سنّت
٨٠ ص
(٥٩)
دوستى اهل بيت (ع) در قرآن كريم
٨٠ ص
(٦٠)
دوستى اهل بيت (ع) در روايات
٨٢ ص
(٦١)
مسجد سهله
٨٤ ص
(٦٢)
امامان و مسجد سهله
٨٦ ص
(٦٣)
علما و مسجد سهله
٨٦ ص
(٦٤)
25 رمز موفّقيت در بيانات امام صادق (ع)
٨٩ ص
(٦٥)
اعتقاد به منجى زنده سرلوحه و عمود اعتقادات تشيع است
٩٠ ص
(٦٦)
كثرت آيات و روايات در باب مهدويت در كتب فريقين (شيعه و سنّى)
٩٠ ص
(٦٧)
اين است شيعه
٩٢ ص
(٦٨)
قطره كوچكى از علم بيكران حضرت على (ع)
٩٤ ص
(٦٩)
ارتباط ميان «مك دونالد» و گرسنگى در جهان
٩٦ ص
(٧٠)
مك دونالد و گرسنگى در جهان
٩٦ ص
(٧١)
نابودى كره زمين
٩٨ ص
(٧٢)
بزرگ ترين فست فود
١٠١ ص
(٧٣)
نظام بهره كشى
١٠١ ص
(٧٤)
بنياد رونالد مك دونالد
١٠٣ ص
(٧٥)
بيست نشانه در راه بودن يك بحران غذايى مخوف جهانى
١٠٤ ص
(٧٦)
سيا و پنتاگون كدام فيلم هاى هاليوودى را سانسور كردند
١٠٦ ص
(٧٧)
روايت روزنامه گاردين از ارتباط سيا با هاليوود
١٠٧ ص
(٧٨)
خريدارى حقوق فيلم «مزرعه حيوانات» توسط سازمان سيا
١٠٧ ص
(٧٩)
اوّلين نماينده رسمى سازمان سيا در هاليوود كيست؟
١٠٧ ص
(٨٠)
فيلم هايى كه زير نظر براندون ساخته شد
١٠٧ ص
(٨١)
نظر نماينده سيا درباره فيلم جيمز باند
١٠٧ ص
(٨٢)
با حوادث 11 سپتامبر فعّاليت سيا در هاليوود گسترش مى يابد
١٠٧ ص
(٨٣)
جلسه سيا و پنتاگون با ديويد فينچر و اسپايك جونز
١٠٨ ص
(٨٤)
دوره هاى آموزشى هنر براى سربازان
١٠٨ ص
(٨٥)
معارفه دومين نماينده رسمى سازمان سيا در هاليوود
١٠٨ ص
(٨٦)
«دنى بايدرمن» پوششى بر فعّاليت هاى محرمانه سيا در هاليوود
١٠٩ ص
(٨٧)
سانسور در هاليوود
١٠٩ ص
(٨٨)
فيلم هايى كه قربانى فشارهاى پنتاگون شدند
١٠٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - علما و مسجد سهله

بيابان‌هاى اطراف شهر بود تا در برابر وهّابيونى كه دائماً كربلا و نجف را مورد هجمه‌هاى خود قرار مى‌دادند، بايستد و دفاع كند، تيرى شليك مى‌كند و به سبب انحراف در تيراندازى، شيخ محمّدحسين مورد اصابت گلوله قرار گرفته و رحلت مى‌كند.[١]

صاحب جواهر در بستر بيمارى‌اى كه منجر به رحلت ايشان شد، از طرف يكى از عيادت‌كنندگان، مورد پرسش قرار گرفت كه اگر خداى نكرده براى شما اتّفاقى بيافتد، مرجع تقليد چه كسى خواهد بود؟ صاحب جواهر براى پاسخ به اين سؤال دستور داد تا بزرگان از ميان علما و مجتهدان جمع شوند. آنان نيز بلافاصله به نزد صاحب جواهر رسيدند. برخى با ديدن وضعيت جسمانى صاحب جواهر گمان كردند كه ايشان، او را به عنوان مرجع تقليد بعد از خود انتخاب مى‌كند و برخى احتمال مى‌دادند كه صاحب جواهر، يكى از فرزندانش را براى اين مهم پيشنهاد مى‌كند؛ چون در ميان فرزندانش كسى بود كه لايق چنين منصبى باشد. هنگامى كه تمامى مدعوّين آمدند، صاحب جواهر سراغ شيخ مرتضى انصارى را گرفتند؛ ولى او در جلسه حاضر نبود. كسى را به دنبال او فرستاد. وقتى شيخ انصارى آمد، صاحب جواهر به او گفت: آيا مرا در چنين موقعيتى تنها مى‌گذارى؟ شيخ مرتضى پاسخ داد: در مسجد سهله مشغول دعا براى شفاى شما بودم. صاحب جواهر فرمود: زمام امور دينى را كه به من سپرده شده بود، اكنون امانت الهى در نزد توست؛ پس تو نيز از احتياطاتت كَم كن؛ چرا كه دين، دين آسانى است.[٢]

مرحوم آيت‌الله سيد كاظم يزدى (صاحب عروة الوثقى) نيز رفتن به مسجد سهله را كه در برخى از شرايط و اوقات خاص، بقيه مردم در فكر ديگرى بودند، بر امور ديگر ترجيح مى‌داد و بسيارى از مردم نيز از اين سلوك آن مرحوم پيروى مى‌كردند.[٣]

آيت‌الله حكيم نيز بر زيارت مسجد سهله مواظبت داشتند و هميشه فرزندان و افراد ديگر خانواده‌اش را به زيارت و توقّف لحظاتى، هر چند اندك در اين مسجد، تشويق مى‌كرد. سعى مرحوم آيت‌الله سيد محسن حكيم بر اين بود كه اين منطقه را به بهانه‌ها و مناسبت‌هاى مختلف آباد گرداند. بازسازى مسجد «زيد» و «صعصعه» كه در كنار مسجد سهله قرار گرفته، نمونه‌اى از فعّاليت‌هاى مرحوم سيد محسن حكيم مى‌باشد.

در شرح حال محقّق بزرگ، آيت‌الله شيخ آقا بزرگ تهرانى آمده است كه ايشان از «نجف» تا مسجد سهله را كه تقريباً در فاصله ده كيلومترى آن قرار دارد، در شب چهارشنبه هر هفته به مدّت چهل شب، پياده مى‌رفت.[٤]

از جمله ملازمان مسجد مقدّس سهله، حضرت آيت‌الله العظمى سيد محمّدعلى حكيم و فرزندان مكرّمشان مى‌باشند كه در رأس فرزندانشان، مرجع بزرگ، آيت‌الله سيد محمّدسعيد حكيم است كه به‌طور جدّى در نوسازى و تعمير مسجد سهله دخيل مى‌باشد.[٥]

مرحوم آيت‌الله سيد جمال‌الدّين گلپايگانى نيز بسيار به مسجد سهله مى‌رفت و بسيار هم در مسجد توقّف مى‌نمود و حتّى شب را در مسجد بيتوته مى‌كرد. او در اين شيوه، پيرو سلوك استادش شيخ على محمّد نجف‌آبادى در آداب زيارت مسجد سهله بود.

آيت‌الله گلپايگانى در يكى از زيارت‌هايش، به‌طور اتّفاقى با آيت‌الله سيد احمد كربلائى مسجد سهله را زيارت مى‌كند؛ آن هم درحالى‌كه سيد احمد مشغول خواندن زيارت مقام مهدى (عج) بود و چنان مناجاتى مى‌كرد كه باعث جذب آيت‌الله گلپايگانى به مرحوم سيد احمد مى‌شود.[٦]

آيت‌الله خوئى نيز بر رفتن به مسجد سهله در شب چهارشنبه هر هفته مواظبت مى‌كرد و در آنجا يك تا يك و نيم ساعت درنگ كرده، دعا مى‌نمود و نماز مى‌خواند و بر انجام اين كار اهتمام بسيار داشت.[٧]

درباره آيت‌الله سيد عبدالأعلى سبزوارى نيز نقل شده است كه به زيارت مسجد سهله در شب‌هاى چهارشنبه ملتزم بود. همچنين نقل شده كه ايشان در يكى از سال‌هاى عمر شريفش دچار بيمارى قلبى شده بود و متولّى رسيدگى پزشكى به ايشان، دكترى به نام موسى اسَدى بود كه علّامه سيد محمّد كلانتر او را در آن روزها براى مداواى آيت‌الله سبزوارى آورده بود. پزشك مى‌خواست كه آيت‌الله سبزوارى به علّت وضعيت اضطراريشان به بيمارستان منتقل شوند؛ ولى مرحوم سبزوارى اين پيشنهاد را رد نمود؛ چون مى‌دانست راه حلّ بهترى براى شفاى سريع‌تر دارد و آن دعا كردن و توسّل به امام صادق (ع) بود. از اين‌رو آيت‌الله سبزوارى نذر كرد كه اگر خدا او را از اين بيمارى شفا دهد، يك دوره كامل فقهى از احكام شريعت مقدّس بنويسد. در همان شب از خواب برمى‌خيزد و بدون اينكه از درد و رنج بيمارى‌اش شكوه‌اى كند و به رغم اصرار خانواده‌اش به ماندن در خانه، نيمه‌شب عزم رفتن به مسجد سهله مى‌كند.

وقتى روز بعد، پزشك ايشان را معاينه مى‌كند، با شگفتى تمام مى‌بيند كه بيمارى از وجود ايشان رخت بربسته و كاملًا شفا يافته است و اين، واقعه‌اى خارق‌العادّه بود. اين‌گونه بود كه مرحوم سبزوارى به واسطه وفاى به نذرى كه كرده بود، شروع به نوشتن يك دوره بزرگ فقهى و استدلالى در سى جلد نمود و آن را «مهذّب الاحكام فى بيان الحلال و الحرام» نام نهاد كه اين كتاب از جمله موسوعه‌هاى فقهى جديد مى‌باشد. سيد حسين فرزند مرحوم آيت‌الله سبزوارى، درباره پدر بزرگوارش چنين مى‌گويد:

زمانى كه نيروهاى رژيم سابق به شهر نجف اشرف حمله كردند و شهر را با موشك‌هاى زمين به زمين بمباران نمودند و مردم به بيرون شهر فرار كردند، پدرم در مسجد سهله بود. به مسجد رفتم تا از حال ايشان جويا شوم و از ترس سلطه و هجمه نيروهاى رژيم سعى كردم كه ايشان را قانع كرده و از مسجد خارج و به بيرون شهر ببرم. ايشان از من پرسيدند: مردم دارند از نجف بيرون مى‌روند؟ گفتم: بله. به خاطر شدّت حملات بيرون رفته‌اند. پدرم در جواب فرمود: اگر مردم از ولايت اميرالمؤمنين امام على (ع) بر اين شهر آگاه بودند، حتّى از يك وجب از آن عقب‌نشينى و فرار نمى‌كردند. پس پدرم پيشنهاد من براى به خروج از شهر را رد كرد و اصرار نمود كه در مسجد سهله بماند.

مرحوم آيت‌الله سيد عبدالكريم كشميرى از مرحوم آيت‌الله سيد على قاضى نقل مى‌كند كه ايشان معتقد بود رفتن به مسجد سهله در روز جمعه خوب است؛[٨] همان‌گونه كه علّامه سيد محمّدحسين طباطبائى (ره) درباره ايشان چنين مى‌گويد: