ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - فتنه هاى بحران ساز آخرالزّمان
شدّت يابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بكوبد؛ چنان كه آتش هيزم را مىكوبد و آسياب طعمه خود را. آنها دين مىآموزند؛ امّا نه براى خدا و دانش مىجويند؛ امّا نه براى عمل و به وسيله كار آخرت، دنيا را مىطلبند.»[١]
در بيانات آن حضرت، صحبت از فتنه فراگيرى است كه در آخرالزّمان، ميان تمام مسلمانان رخ مىدهد كه تا زمان ظهور ادامه مىيابد:
از پيامبر اكرم (ص) شنيدم كه فرمود:
«جبرئيل به نزدم آمد و گفت: يا محمّد! به زودى در امّتت فتنه به پا خواهد شد. پرسيدم: چگونه از آن مىتوان خارج شد؟ گفت: در كتاب خدا خبر پيشينيان و آنها كه پس از شما مىآيند و حكم (آنچه) ما بين شما (رخ مىدهد) آمده است. فاصل ميان حقّ و باطل است و هزل نيست، هر ستمكارى كه بدان عمل نكند، خداوند او را در هم مىشكند و هر كس جز در آن به دنبال هدايت باشد، خداوند گمراهش خواهد ساخت. ريسمان محكم الهى و ذكر حكيم و صراط مستقيم است.»[٢]
در ديگر روايات حضرت امير (ع)، دسته نجات يابنده را خود و شيعيانشان[٣] و تمام پيروان خويش،[٤] معرفى نمودهاند.
«رسول خدا (ص) به من فرمود: «شبى كه مرا به آسمانها بردند، قصرهايى ديدم كه از ياقوت سرخ و زبرجد سبز و درّ و مرجان و طلاى خالص بود، كاهگل آنها از مشك خوشبو و خاكش از زعفران و داراى ميوه و نخل خرما و انار بود و حوريه و زنهاى زيبا و نهرهاى شير و عسل كه بر روى درّ و جواهر مىگذشت و در كنار آن دو نهر خيمهها و غرفههايى بنا شده بود و در آنها خدمتكارها و پسرانى بودند و فرشهايش از استبرق و سندس و حرير بود و طنابهايى در آنها بود. گفتم: «اى حبيب من، جبرئيل!