ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - معماران خاورميانه جديد؛ ائتلاف صليب، صهيون و سلفى
همه روزه، رسانهها صدها خبر و گفتوگو از منطقه مهم و استراتژيك معروف و موسوم به «خاورميانه» پخش مىكنند. گويى كه خبرسازترين منطقه جهان، اين منطقه واقع در غرب آسياست. متأسّفانه ساكنان اين قطعه از زمين- كه از اتّفاق جامعه بزرگ مسلمانان را هم تشكيل مىدهند- از ويژگىهاى «خاورميانه» و دليل اصلى خبرساز بودن آن بىخبرند. شايد اين گمان هم در ميان آنها جارى باشد كه از روز ازل، نام و عنوان اين منطقه، همين خاورميانه بوده است؛ در حالى كه مفهوم خاورميانه يا شرق ميانه (شرق الاوسط) و به تعبير غربىها ميدل ايست (Middle East) ، عمرى بيشتر از يكصد و اندى سال ندارد. اوّلين بار، درياسالار و تاريخنگارى آمريكايى به نام آلفرد تاير ماهان (Alfred tayer Mahan) در سال ١٨٩٤ م. از اين عنوان، براى معرفى كردن و ناميدن اين منطقه از زمين استفاده كرد. او در آن زمان، رئيس «دانشگاه جنگ نيروى دريايى ايالات متّحده آمريكا» بود.
آقاى آلفرد ماهان، مطالعات گستردهاى را درباره اقدامات «انگليس» و دلايل سلطه او بر بخش بزرگى از جهان آغاز كرده بود. كشورى كه خود را به عنوان «امپراتورى بريتانياى كبير» معرفى مىكرد و مدّعى بود در پهنه سرزمين فراخش، خورشيد غروب نمىكند. در آن زمان، انگلستان مناطق بزرگى از «آفريقا»، «آسيا»، «اروپا» و «آمريكا» را زير سلطه خود داشت؛ درحالى كه خود، كشور كوچكى در قارّه اروپا بود و وسعتى بيش از يك ششم سرزمين «ايران» را نداشت. موضوع مطالعه آقاى آلفرد ماهان، راز دستيابى انگلستان به حدّ و وسعت اين سرزمين بود و لاجرم دريافتهاى خود را تئوريزه نمود و به اين نتيجه رسيد كه تسلّط انگلستان بر مناطق وسيعى از خشكىهاى جهان، از جايى مثل «نيوزيلند» و «استراليا» گرفته تا بيش از ده هزار جزيره موسوم به «جزيره سليمان» در ميان «اقيانوس آرام» به حضور و حركت دريايى كشتىهاى انگلستان در درياهاى جهان برمىگردد.
موضوع استراتژىهاى دريايى و دانش هيدروپولتيك را او يكصد و اندى سال در كنار دانش ژئوپولتيك مطرح كرد و تأثير استراتژى بر دريا را مورد مطالعه قرار داد.
دانشگاه جنگ ايالات متّحده آمريكا كه آقاى آلفرد ماهان، رياست آن را بر عهده داشت، در جنوب «واشينگتن دى سى» پايتخت آمريكا قرار داشت.
پوشيده نيست كه قارّه آمريكا از دو سوى غربى وشرقى، توسط دو اقيانوس بزرگ احاطه شده است؛ اقيانوس آرام از سوى غرب و «اقيانوس اطلس» از سوى شرق اين قارّه را به ساير نقاط جهان و از جمله بزرگترين خشكى جهان، يعنى آسيا وصل مىكنند.
آقاى آلفرد ماهان به اين نتيجه رسيد كه اگر آمريكا بخواهد، چونان انگلستان بر نقاط مختلف جهان سلطه داشته باشد، ناگزير به سلطه بر بزرگترين خشكى كره زمين و كنترل تمام عيار آنجاست. او در واشينگتن خود را در مركز و قطب جهان مىديد و آمريكا را به عنوان منطقه محورى و اصلى به حساب مىآورد كه از بلنداى آن به جهان مىنگرد. از اينجا، در نگاه به شرق، ديدگاه و محلّ استقرار خود، آن را به سه بخش تقسيم نمود: شرق نزديك، شرق ميانه و شرق دور.
شرق ميانه يا خاورميانه، همان منطقهاى مىشد كه اينك ما در آن مستقرّيم و شرق دور، كشورهاى شرق و جنوب شرق آسيا را شامل مىشد.
شرق ميانه، در جنوب غربى آسيا، به مجموعهاى از كشورها اطلاق شده است كه در فهرست سنّتى وزارت امور خارجه آمريكا، شامل عموم كشورهاى اسلامى مىشود اين كشورها در جنوب غربى آسيا قرار گرفتهاند. (اردن، ايران، عراق، مصر، ليبى، مراكش، الجزاير، يمن و كشورهاى عضو شوراى همكارى عربى در اين زمرهاند). در حقيقت جعل اين «اصطلاح»، حاصل انديشه غرب در تقسيم جهان از لحاظ اهمّيت ژئوپولتيك است.
اصطلاح خاورميانه در زمان رياست جمهورى آقاى جرج دبليو بوش و تحت نفوذ نومحافظهكاران، وسعت يافت و كلّ جهان اسلام خاورميانه ناميده شد و بخشهايى از شاخ آفريقا و شمال آن را نيز در بر گرفت؛ يعنى مساحتى حدود ١١٠٠٠ كيلومتر مربع، جغرافيايى كه از «اندونزى» مسلمان، شروع شده و تا «مغرب» و «مراكش» در منتهى اليه شمال شرقى آفريقا كشيده مىشد.
با اين تغييرات، مناطقى همچون «چچن»، «داغستان» و «تاتارستان» را هم در شمال «درياى خزر» كه جماعتى از مسلمانان را در خود جاى دادهاند، در زمره خاورميانه شناختند و عنوان «خاورميانه بزرگ» را براى آن انتخاب كردند و سوداى سلطه كامل بر اين منطقه وسيع را