ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - اشاره
سلفىهاى «كويت» در تحوّلات منطقه چقدر نقش دارند
گفتوگو با سيد امير موسوى
اشاره
سلفىهاى «كويت» با جذب برخى جوانان و آموزش به آنها در اردوگاههاى كشورهايى نظير «عربستان» و «قطر» و تحريك آنان براى عملياتهاى نظامى، در امور «بحرين» دخالت مىكنند. همچنين آنها از «طرابلس» (ليبى)، «آمريكاى لاتين» و حتّى سرزمينهاى اشغالى سلاح مىخرند و به «سوريه» مىفرستند.
به نظر مىرسد سلفىهاى كويت به دنبال دخالت در امور ديگر كشورهاى منطقه بوده و در اين راه از حمايتهاى آل سعود برخوردار هستند. در اين راستا بايد اهداف عربستان از اين حمايت را بررسى كرد. همچنين به نظر مىرسد سلفىهاى كويت، اختلافاتى با خود و همچنين با سلفىهاى عربستان دارند. براى بررسى اين موضوعات، با سيد امير موسوى، كارشناس مسائل «خاورميانه» و مدير مركز مطالعات استراتژيك و روابط بينالملل به گفتوگو نشستهايم كه شرح آن در ادامه مىآيد.
لطفاً مقدّمهاى درباره سلفىهاى كويت بفرماييد.
اجمالًا بايد بگويم كه سلفىهاى عربستان با سلفىهاى خارج از عربستان، از جمله يمن، كويت، مصر، سودان، الجزاير و تونس، تفاوتهاى جدّى دارند. سلفىهاى عربستان سعودى كه اصالتاً اهل «نجد» هستند، كاملًا وهّابى شدهاند و از روايتهاى ابنحنبل و ابنجوزيه پيروى مىكنند و تندرو هستند. اينها دخالت در امور سياسى را حرام، ورود به انتخابات پارلمانى را شِرك و نشستن روى صندلى پارلمانى را معصيت الهى مىدانند؛ در حالى كه سلفىهاى خارج از عربستان تفاوتهاى جدّى با اينها دارند.
سلفىهاى خارج از عربستان، به خصوص بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، به دليل رويارويى با جمهورى اسلامى ايران و پيروان اهل بيت (ع) در مورد دو اصل تجديد نظر كردهاند. يكى از اين دو، اصلِ ورود به ميدانهاى سياسى است. قبل از اين، آنها ورود به انتخابات رياست جمهورى و پارلمان، مبارزههاى سياسى و تشكيل حزب را جزو محرّمات مىدانستند؛ در حالى كه امروز اين امور را حلال مىشمارند.
دومين تغيير رويه آنها براى مواجهه با جمهورى اسلامى ايران، حلال كردن زيارت اهل قبور است. پيش از اين آنها زيارت اهل قبور را شرك و حرام مىدانستند. دو نمونه براى اين كار آنها وجود دارد كه يكى ساختن قبر براى صدّام حسين در «تكريت» و ديگرى، قبر رفيق حريرى در «بيروت» است.
اين عمل در حالى صورت گرفته كه در گذشته اين كارها جزو كفريات مذهب سلفىها به حساب مىآمد و از ديگران در اين بحثها ايراد مىگرفتند.
از اين رو آنها نشان دادهاند كه حاضرند اصولشان را زير پا بگذارند تا فقط با مذهب اهل بيت (ع) مقابله كنند.
نكته ديگر اين است كه در حال حاضر، به صورت ضمنى، يك رقابت مذهبى و سياسى بين سلفىهاى سعودى و سلفىهاى خارج از عربستان وجود دارد. در واقع سلفىهاى سعودى، به حال سلفىهاى خارج از عربستان غبطه مىخورند؛ چون سلفىهاى سعودى به دليل عدم پشتيبانى آل سعود، محدودند و نمىتوانند حرفى بزنند يا اظهارنظرى كنند؛ در حالى كه سلفىهاى خارج از عربستان كه از همين كشور نشئت گرفتهاند و اصلًا سعودىها آنها را سلفى كردهاند، امكانات مختلف و ارتباطات بينالمللى دارند.
از اين رو در حال حاضر درگيرىهاى نسبى و مخفى بين آلسعود و وهّابىهاى عربستان وجود دارد. با توجّه به اين درگيرىها، بنده اعتقادم اين است كه پيوند ٧٠ ساله وهّابيت و آلسعود رو به زوال است و به نظر مىرسد تعامل آنها در امور دينى، مذهبى، فرهنگى، مالى، امنيتى و نظامى متزلزل شده است.
امّا درباره سلفىهاى كويت بايد بگويم كه آنها نسبت به سلفىهاى منطقه پيشرو هستند، به دليل اينكه آزادى نسبى و انتخابات در كويت وجود دارد و تا حدودى آزادى بيان و مطبوعات دارند.
ورود آنها به پارلمان، باعث رشد نسبى سياسى آنها شده است و به اين ترتيب آنها توانستهاند در منطقه خليج فارس،
خاورميانه، عراق و ايران جايى براى خودشان باز كنند. افزون بر اين، با توجّه به امكانات فراوانى كه دولت سعودى در اختيار سلفىهاى كويت قرار داده است، قدرت نفوذ آنها بسيار بالاست. اوّلين گروهى كه از اعتراضهاى سوريه پشتيبانى كرد، همين سلفىهاى كويت بودند كه اين موضوع را در پارلمان مطرح كردند و با وجود اينكه در اقليت بودند، آنقدر بحران ايجاد كردند و به نخستوزير فشار آوردند كه او سقوط كرد. در واقع آنها از دولت انتقاد مىكردند كه چرا با قدرت وارد ميدان نمىشود؛ چون دولت كويت محافظهكارانه با مسئله بحرين برخورد كرد و فقط از راه دريا كمك كرد و نگهبانى از مرزهاى دريايى بحرين را بر عهده گرفت. دولت قبلى كويت در موضوع سوريه هم محافظهكارانه برخورد كرد و در اين مورد روابط خوبى با جمهورى اسلامى ايران داشت. از اين رو سلفىهاى كويت كه رئيس آنها وليد طباطبايى بود، با كمك