ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - ٢ گرفتار شدن به شهوات و لذّت ها
آخرالزّمان در فرهنگ و ادبيات مختلف دنيا با دوره وارونگىها، بحرانها و فتنهها تعريف مىشده است. با مرور در منابع و متون گوناگون، بحرانهاى آخرالزّمان را در اين عرصهها مىتوان مشاهده نمود:
١. امنيت: دشمنان، حريصان، غارتگران: داخلى (نفوذى، خودى)، خارجى؛
٢. طبيعى: زمينى، هوايى، خوراكى؛
٣. اخلاقى: فردى، جمعى، خانوادگى، اجتماعى، جهانى؛
٤. عقيدتى: هجمه عقايد، صعوبت پذيرش؛
٥. مالى- اقتصادى: فقر، شبهه، اختلاس، دزدى؛
٦. علمى؛
٧. حكومتها؛
٨. بيمارىها؛
٩. سياسى.
اگر مهمترين عامل فروغلتيدن در اين فتنهها و آسيبپذيرى از آن را فقدان بصيرت بدانيم سخن به گزاف نگفتهايم. برخى از امور و گرايشها در وجود انسان مانع از بصيرت يافتن وى مىگردد؛ به گونهاى كه با وجود يقين به حقّانيت موضوعى، آن را ناديده گرفته و چشم بصيرت خود را نسبت به آن فرو مىبندد كه در اينجا به دو مورد به اجمال اشاره مىكنيم و بديهى است علاقهمندان مىبايست به كتب و منابعى كه به تفصيل در اين رابطه سخن گفتهاند، مراجعه نمايند:
١. دلبستگى به دنيا
حضرت على (ع) در اين خصوص مىفرمايد:
«به درستى كه دنيا خانه محنتها و جايگاه فتنههاست. كسى كه طلب كند، آن را هلاكش كند و كسى را كه به دنبالش نباشد، با او به نيكويى همراهى كند و هر كه نظر كند به سوى آن، كور گرداند او را (چشم بصيرت را از او مىگيرد) ...».
نمونههاى تاريخى اين گروه از افراد نيز همچون عمر سعدها كه به دليل دلبستگى دنيا، چشم بصيرت خود را كور كردند و به مبارزه با حق پرداختند، كم نيستند. در مقابل، ياران امام حسين (ع) كه به عشق شهادت مىجنگيدند، از مرگ هراسى نداشتند و در برابر دشمن سست نمىشدند. رشادتى كه حضرت مسلم بن عقيل در «كوفه» از خود نشان داد يا شجاعت و شهامتى كه ابوالفضل العبّاس (ع)، حضرت قاسم (ع) و ديگران از خود به نمايش گذاشتند، بيانگرآن است كه آنان از شجاعترين انسانها بودند. شجاعت آنان به گونهاى بودكه حتّى يكى از سران سپاه دشمن بر سربازان خود فرياد زد:
اى بىخردان! مىدانيد با چه كسانى مىجنگيد؟ با شيران شرزه، با گروهى كه مرگ آفرينند! هيچ كدامتان به ميدان آنان نرويد كه كشته مىشويد.
يكى ديگر از دشمنان، شجاعت ياران امام را اين گونه توصيف مىكند:
كسانى بر ما تاختند كه پنجههاشان بر قبضه شمشيرها بود. آنان همچون شيران خشمگين بر سواران ما تاختند وآنها را درچپ و راست تارومار كردند و خود را در كام مرگ افكندند.
ياران امام حسين (ع) بعد از شهادت او نيز جلوههايى از شجاعت را به نمايش گذاشتند. اهل بيت امام به رغم آنكه اسير بودند، زانوى غم در بغل نگرفته و در برابر دشمن تسليم نشدند. آنان به گونهاى رفتاركردندكه دشمنان را خشمگين نمودند. در هنگام گفتوگوى حضرت زينب (س) با ابن زياد، از ايشان به عنوان زن متكبّر ياد كرد. رفتار اهل بيت امام حسين (ع) ريشه در شجاعت امامشان داشت؛ زيراآنان ياران امامى بودندكه مرگ در راه خدا را عزّت مىدانست و شعار «أباالموت تخوفانى» سرمىداد. يكى از راويان واقعه «كربلا» مىگويد:
به خدا قسم هيچ كس را نديدم كه فرزندان وخاندان و يارانش كشته شده و در انبوه مردم محاصره شده باشد و مانند حسين بن على (ع) همچنان قوى دل و استوار و شجاع باشد. دشمنان، او را محاصره كرده بودند؛ ولى او با شمشير به آنان حمله مىكرد و همه از چپ و راست فرار مىكردند. شمر چون چنين ديد، به سوارههاى خود فرمان داد به پشتيبانى نيروهاى پياده بشتابند و امام را از هر طرف تيرباران كنند.
٢. گرفتار شدن به شهوات و لذّتها
اميرالمومنين على (ع) در اينباره مىفرمايد:
«هرگاه چشم ظاهرى، شهوت را ببيند، چشم دل انسان نسبت به عاقبت كار كور گردد.»