ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - معماران خاورميانه جديد؛ ائتلاف صليب، صهيون و سلفى
در سر پروردند.
تذكّر اين نكته ظريف نيز ضرورى است كه در واقع، اصطلاح راهبردى خاورميانه، از ديدگاه طرّاحانش، مبتنى بر محوريت و مركزيت آمريكا و اروپاى غربى به عنوان مركز جهان تعريف شده است.
آقاى لرد كرزن، وزير امور خارجه انگلستان در ٢٢ مارس ١٩١١ م. در «مجلس اعيان انگلستان» در ارتباط با احداث راه آهن در ايران، «خليج فارس» و «تركيه» از اصطلاح خاورميانه استفاده كرد و پس از آن، اين واژه شهرت جهانى يافت.
تغيير فضاى بين المللى به دنبال سقوط اردوگاه «شوروى»، ضرورت بازنگرى در سياست آمريكا در جهان و منطقه حسّاس خاورميانه را ايجاب كرد. مىتوان اين فروپاشى را به منزله الحاق جهان سوسياليستى در نظام اقتصاد جهانى و سيستم ارزشى ليبرالى ارزيابى كرد. از آن هنگام، نگاه غرب، ديگر بار متوجّه خاورميانه شد و به محور استراتژى جديد آمريكا تبديل گرديد.
بوش و همراهنش با شعار مبارزه با تروريسم و ترويج دمكراسى به منطقه آمدند؛ امّا در سر، سوداى ديگرى داشتند.
با شكست پروژه خاورميانه بزرگ، براى نخستين بار، كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا در سفر دورهاىاش در خصوص تحوّلات منطقه، به ويژه عراق و لبنان از واژه «خاورميانه جديد» سخن گفت. جمله اين تغييرات به اهداف مرحلهاى استكبار جهانى براى دستيابى سلطه بلامنازعه و تمام عيار بر جهان و تجربه جهان تك حكومتى برمىگشت.
جعل طرح «خاورميانه جديد» نيز در واقع، برنامهاى طرّاحى شده بود كه در مسير تحقّق يك نظام قدرتمند جديد با محوريت رژيم اشغالگر قدس، قابل شناسايى بود. سياستى كه در مراحل اوّليه، امكان دسترسى به نفت ارزان قيمت، بازار وسيع فروش انواع محصولات اقتصادى و نظامى استكبار جهانى و حفظ و مراقبت از رژيم اشغالگر قدس را فراهم مىآورد و در دراز مدّت مسير تحقّق پروژه «جهان تك حكومتى» را با رهبرى سران ائتلاف صليب و صهيون، هموار مىساخت. طرح خاورميانه جديد را مىتوان ترجمه ديپلماتيك شعار «از نيل تا فرات صهيونيست» ها دانست.
وقايعى همچون جنگ دوم خليج فارس، اشغال عراق و اينك حمله به «سوريه» و ايجاد تغييرات در شمال آفريقا در راستاى تحقّق اهداف مرحلهاى طرح «خاورميانه جديد»، قابل شناسايىاند.
طرّاحان اين پروژه گمان مىبردند درگيرى و جنگ ميان رژيم اشغالگر «قدس» و «لبنان» لحظه تولّد خاورميانه جديد خواهد بود كه با طى مراحل تكاملى، باعث ظهور ثمرات آن و تغييرات اساسى در جغرافياى مناطقى كه از آن به عنوان «خاورميانه جديد» ياد مىكردند، خواهد بود؛ امّا شكست اشغالگران در مواجهه با حزب الله براى مدّتى اجراى پروژه را به عقب كشيد تا با فراهم شدن زمينهها و تغيير تاكتيكها، ديگر بار از سر گرفته شود.
اگرچه غرب با سركردگى آمريكا تاكنون و به بهانه تهديد «القاعده» مداخلات بسيارى را در كشورهاى مختلف و از جمله «افغانستان» داشته؛ امّا در دور جديد و تحرّكات اخير، القاعده و وهّابىها به شريك مستكبران تبديل شدند تا مسير روند تجزيه منطقه و پياده كردن طرح خاورميانه جديد را هموار سازند. حضور اين جريان دستساز استعمار در وقايع شمال آفريقا، بحرانهاى عراق و هم اينك مجادلات خونبار سوريه قابل رديابى است.
جاى آن دارد كه پرسيده شود آيا آنچه كه وهّابيون، القاعده و سلفىها بر آن نام جهاد با كفّار و حمله به منافع آمريكا مىگذارند، همان همدوشى و همراهى با آمريكا و رژيم اشغالگر قدس در رويارويى با مسلمانان عراق، يمن، سوريه و «بحرين» است؟
واقعيت انكارناپذير آن است كه اينان تاكنون تنها كاركرد در راستاى طرحهاى توسعهطلبانه غرب، از جمله طرح خاورميانه جديد داشتهاند.
شريف شحاده، عضو پارلمان سوريه در گفتوگو با «شبكه خبرى العالم» از اين نقش القاعده پرده برمىدارد و هشدار مىدهد كه طرح فتنه و تقسيم خاورميانه از طريق ابزارهايى مانند القاعده در سوريه شكلى جدّى به خود گرفته است.
شحاده مىافزايد:
آنچه كه اكنون به وسيله القاعده در حال انجام است، طرح فتنه و تجزيه خاورميانه است ... اقدامى كه قرار است اسرائيل را بزرگترين دولت منطقه در برابر دولتهايى كوچك و ضعيف قرار دهد.
به گزارش دويچه وله، ژنرال رابرت مور كه به مدّت سه ماه سرپرستى «هيئت ناظران صلح سازمان ملل» را در سوريه بر عهده داشت، در مصاحبه با مجله آلمانى «فوكوس» تأكيد كرد كه سوريه پس از سقوط اسد، دچار تجزيه خواهد شد.