ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - اشاره
آيا سلفىها به دنبال پياده كردن مدل عربستان در كويت هم هستند؟
زمانى كه دولت كويت با جمهورى اسلامى ايران رابطه مناسبى برقرار كرده بود، سعودىها به وسيله همين سلفىها به دولت كويت فشار آوردند و باعث شدند دولت قبلى تحت فشار قرار بگيرد.
در بحث كشف شبكه جاسوسى ايرانى كه مدّعى هستند در كويت بوده است، ديديم كه عربستان وارد عمل شد، سلفىهاى سعودى و كويتى خيلى روى اين مسئله كار كردند، باعث تحريك مردم منطقه شدند و در مجموع يك جنگ روانى بر ضدّ جمهورى اسلامى ايران در منطقه ايجاد كردند.
مجرى اصلى اين سياستها دولت عربستان است، نه سلفىهاى عربستان. دولت عربستان تقسيم وظايف كرده و براى هر گروه و كشورى وظايفى معين كرده است. در اين ميان، سلفىهاى اين كشور هم نقشى جدّى بر عهده دارند. دولت عربستان در همين راستا به تازگى بخشنامهاى به وزارت اوقاف داده است كه هيچ امام جماعتى حق ندارد در زمينه مسائل سياسى، داخلى و بينالمللى صحبت كند. در اين بخشنامه آمده است كه فقط مىتوانند براى پيروزى ملّت سوريه بر ضدّ رژيم بشار اسد دعا كنند. اين نكته خيلى مهم است كه مىگويند بر ضدّ بشار اسد، شيعيان جهان و ايران مىتوانند دعا كنند.
بنابراين امروز اختلاف مذهبى بين سلفىهاى سعودى و كويتى وجود ندارد و منابع فكرى همه آنها حنبلى، ابنجوزيه و ابنتيميه است.
در واقع شما معتقديد وهّابيت و سلفىگرى منشأ يكسان دارند؟
به هيچوجه نمىتوان تفاوتى بين وهّابىها و سلفىها قائل شد. در مجموع آنها خارج از عربستان سعودى شمّ سياسى، مشاركت اجتماعى و سياسىشان بالا رفته است. در واقع سعودىها سلفىهاى خارج از كشور را فعّال مىكنند؛ ولى در داخل آنها را كنترل و مهار مىنمايند؛ زيرا مىدانند اگر سلفىهاى داخل عربستان فعّال شوند، اوّلين خطر، خود رژيم را تهديد مىكند. آنها اين موضوع را در قيامهاى «مجد» و «جُهينى» و درگيرىهاى «مسجدالحرام» در اوّل دهه ٨٠ تجربه كردهاند. بنابراين مىدانند اگر سلفىها مقدارى رشد سياسى و مبارزاتى پيدا كنند، اوّلين هدفى را كه دنبال خواهند كرد، سرنگونى آلسعود است. به همين دليل، به آنها اجازه نمىدهند، هيچگونه فعّاليت سياسى داشته باشند؛ ولى در خارج از عربستان، از جمله كويت، مىبينيم كه آنها از آزادى مناسبى برخوردار هستند.
نيروهاى ليبرال در كويت چگونه عمل مىكنند؟
نيروهاى ليبرال در كويت بسيار قوى و مؤثّرند و بين آنها و شيعيان تفاهم سياسى وجود دارد. از اين رو سلفىها نمىتوانند به سمت شيعيان يا ليبرالها حملهور شوند و احتياط مىكنند؛ زيرا مىدانند قدرت اين دو گروه در كويت بسيار بالاست.
افزون بر اين، شيعيان و ليبرالها حمايت دولتمردان را هم دارند. از سويى ديگر، علماى شيعه و سلفىهاى ميانهرو با هم رفتوآمد دارند و به تفاهمها و هماهنگىهاى سياسى رسيدهاند.
اين اهرمها باعث شده است كه سلفىهاى كويت چندان هم نتوانند بر ضدّ مخالفانشان اقداماتى انجام دهند؛ امّا در مجموع، سلفىهاى كويت، هم از نظر تحرّكات داخلى و هم از نظر تحرّكات بينالمللى، دستشان خيلى بازتر از سلفىهاى سعودى است.
به نظر شما، چگونه مىتوان با سلفىهاى ميانهرو بيشتر همكارى كرد تا تفاهمهايى با آنها ايجاد شود؟
به اعتقاد بنده، آنها هرچه بيشتر وارد ميدان سياست مىشوند، روشنتر مىشوند و اعتقادات و تعصّبات مذهبىشان كمتر مىشود. تحوّلاتى كه در افكار و انديشههاى سلفىهاى مصرى مشاهده مىكنيم، گوياى اين واقعيت است. بنابراين تحوّلاتى در حال شكلگيرى است و بنده فكر مىكنم علما، انديشمندان و نخبگان، نيروهاى ليبرال و روشنفكران مىتوانند پلهاى خوبى براى ايجاد تفاهم با افراد خاصّى در گروههاى سلفى باشند.
البتّه سلفىهاى كويت كاملًا تابع دولتمردان عربستان سعودى و مجرى سياستهاى اين كشور هستند و فكر مىكنند اگر سعودىها نباشند، حذف مىشوند؛ زيرا آنها پايگاه مردمى چندانى هم ندارند و با استفاده از قانون انتخابات توانستهاند اكثريت پارلمان را به دست آورند. خودشان مىدانند كه پايگاه مردمى گستردهاى ندارند. شرايط آنها مشابه لبنان است. وقتى آنها رأى مىآورند، به اين دليل نيست كه اكثريت را تشكيل مىدهند؛ بلكه تقسيمهاى ادارى و سياسى است كه باعث شده، آنها رأى بياورند و بتوانند مجموعههايى تشكيل دهند؛ وگرنه اكثريت مردم مشخّص است كه به چه سمتى گرايش دارند. در مجموع، بنده احساس مىكنم شرايط منطقه حسّاس است و سلفىهاى منطقه، چه در كويت چه در عربستان و چه در سوريه و كشورهاى ديگر، زمينه فتنهگرى در منطقه هستند و خواهند بود؛ در واقع وجود آنها هر لحظه ممكن است باعث جنگ فرقهاى و مذهبى شود. آنها كمكهاى فراوانى به تروريستهاى عراقى كردهاند و تكفيريين عراق بيشتر از كويت و عربستان وارد عراق شدهاند. آنها در ايجاد آشوب بين گروههاى مختلف مسلمان، كشتار بىگناهان و فتنهگرى استادند و هيچ ابايى ندارند كه انسانهاى بىگناه كشته شوند؛ به خصوص اگر پيرو انديشهها و مذاهب ديگرى غير از سلفىگرى باشند. از اين رو آنها به واقع حركت خطرناكى را دنبال مىكنند و در حال حاضر بر مسئله سوريه تمركز كردهاند.
براى مقابله با آنها چه راهكارى را پيشنهاد مىدهيد؟
بنده فكر مىكنم بهترين روش براى رويارويى با آنها و بىاثر كردن اقداماتشان، گسترش حركتهاى وحدتآميز جمهورى اسلامى ايران در منطقه، آگاهسازى ملّتها و عدم پيروى از سياستهاى آنهاست. مهمترين نكته اين است كه افكار عمومى روشن شوند و بدانند كه آنها چه هدفى را دنبال مىكنند. خيلى اوقات ما به دليل تعارفهاى سياسى و اجتماعى از بسيارى از مسائل چشمپوشى كرده و آنها را بازگو نمىكنيم.
منبع: سايت شيعه نيوز