ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - دومين علّت
مذهب اعراب، وصف عربستان قبل از ظهور اسلام، ظهور حضرت محمّد (ص) و نيز تعاليم، خصايص و شخصيت ايشان تا وفات اختصاص داد. او در اين كتاب مىنويسد:
حضرت محمّد (ص) به مسلمانان آموخته است كه مبدع دين عيسوى را عزيز و محترم بدارند، احترامى كه در فكر مرد مسلمان آميخته به اسرار است ....
عيسويان لاتينى يكى از اصول اعتقادى خود كه بارور شدن مادر باكره عيسى از نفحه روح القدس است، از قرآن كريم گرفتهاند و اين كار را «عار» ندانستهاند.
ميدانهاى جنگ، اشتياق مسيحيان را براى گردآورى اطّلاعات بيشتر و دقيقتر از اسلام تقويت كرد. برداشت مسلمانان و مسيحيان آن زمان از جنگهاى صليبى به كلّى متفاوت از يكديگر بود؛ زيرا جنگهاى صليبى نزد اكثر مسلمانان، حادثهاى بود كه در مناطق دور دست و مرزى رخ داده است. درباره نحوه رفتار مسلمانان با صليبيون، ادوارد گيبون، شكيب ارسلان، رنو، گوستاو لوبون و ... مطالبى را در كتابهاى خود ذكر كردهاند.
علل و عوامل آغاز نبرد
اوّلين علّت
اوّلين علّت مستقيم جنگهاى صليبى، پيشتازى تركان سلجوقى بود. دنيا خود را با سلطه مسلمانان بر «خاور نزديك» وفق داده بود؛ خلفاى فاطمى مصر در حكومت بر فلسطين، طريق مدارا پيش گرفته بودند و صرف نظر از چند واقعه استثنايى، فرقههاى مسيحى آن سامان از آزادى زيادى در پيروى از تعاليم دينى خويش برخوردار بودند.
حاكم، خليفه ديوانه «قاهره»، كليساى قيامت را ويران كرده بود (١٠١٠ م.)، ليكن خود مسلمانان هزينههاى فراوانى خرج تعمير مجدّد آن كردند.
اين فقط يكى از كليساهاى متعدّد در بيتالمقدّس بود.
زائران مسيحى حق داشتند آزادانه به اماكن متبرّكه رفت و آمد كنند. ساليان سال بود كه زيارت فلسطين، نوعى عبادت يا كفّاره محسوب مىشد. همه جاى اروپا، انسان كسانى را مىديد كه برگهاى نخل فلسطين را چليپاوار، به نشانه زيارت از اماكن متبرّكه، زيور خويش مىكردند. پيرز پلومن معتقد بود كه:
اين قبيل افراد رخصت داشتند كه از آن پس، تمام عمر سخن دروغ بگويند.
ليكن در ١٠٧٠ م. تركان، بيتالمقدّس را از چنگ فاطميون بيرون آوردند و زائران مسيحى از اين پس ناقل رواياتى بودند درباره تعدّى تركان و بىحرمتى آنها نسبت اماكن و شخصيتهاى مذهبىشان.
دومين علّت
دومين علّت مستقيم جنگهاى صليبى، تضعيف خطرناك امپراتورى بيزانس بود. امپراتورى مزبور مدّت هفت قرن ميان تقاطع بزرگراههاى اروپا و آسيا قرار داشت و مانع تهاجم لشكريان آسيايى و خيل جماعات چادرنشين استپها به اروپا بود.
اكنون اين امپراتورى بر اثر نفاقهاى داخلى، بدعتهاى مخرّب و شقاق ١٠٥٤ م. كه مايه جدايى آن از غرب شده بود، آن قدر ضعيف بود كه ديگر نمىتوانست موفّق به انجام اين امر خطير تاريخى شود؛ در حالى كه بلغارها، پچنگها، كومانها و روسها بر دروازههاى اروپايى آن هجوم مىبردند، تركان مشغول تكّه تكّه كردن ايالات
...