ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١ - چرا عمر از نوشتن نامه جلوگيرى كرد؟
[٦]. مسند احمد، ج ١، ص ٣٤٨؛ تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٩٩؛ مستدرك حاكم، ج ٣، ص ٤.
[٧]. الخصائص، ح ١٠٢.
[٨]. مسند احمد، ج ٥، ص ٢٦.
[٩]. الإصابة، ج ٢، ص ٣٠.
[١٠]. كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٣٠٢.
[١١]. الخصائص، ح ١١٢.
[١٢]. السنن الكبرى، ج ٥، ص ١٤١٤، ح ٨٥٢٠.
[١٣]. تفسير قرطبى، ج ١١، ص ١٧٤؛ تفسير فخر رازى، ج ٢٢، ص ١٣٧؛ روح المعانى، ج ١٦، ص ٢٨٤.
[١٤]. سيره ابن هشام، ج ٣، ص ٢١٦؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ١٢؛ كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٢١٩.
[١٥]. مسند احمد، ج ١، ص ٣؛ سنن ترمذى، ج ٥، ص ٣٧١٩؛ سنن ترمذى، ج ٥، ح ٨٤٦١.
(١٦). مسند احمد، ج ١، ص ٣٣١؛ سنن ترمذى، ج ٥، ص ٣٧٣٢؛ البداية و النهاية، ج ٧، ح ٣٧٤.
[١٧]. الرياض النضرة، ص ٢٦؛ ذخائر العقبى، ص ٧٢.
[١٨]. ملل و نحل، شهرستانى، ج ١، ص ٢٣.
[١٩]. ر. ك. طبقات ابن سعد، ج ٤، ص ٦٦؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٢، ص ٣٩١؛ كنز العمال، ج ٥، ص ٣١٣.
[٢٠]. سوره حشر (٥٩)، آيه ٧.
[٢١]. سوره نساء (٤)، آيه ٦٥.
[٢٢]. ر. ك. صحيح بخارى كتاب المرضى، ج ٧، ص ٩؛ صحيح مسلم، كتاب الوصية، ج ٥، ص ٧٥.
[٢٣]. كتاب سليم بن قيس، ج ٢، ص ٦٥٨.
[٢٤]. صحيح بخارى، كتاب مغازى، باب ٧٨؛ صحيح مسلم، كتاب وصيّت، باب ٥.
[٢٥]. عول و تعصيب: از اهمّ مسائل فقهى و حقوقى و محلّ اختلاف ميان اهلسنّت و شيعه اماميّه است كه اكثر مسائل ارث و كيفيت توريث در فقه اسلام بر صحّت و بطلان آن دو مترتّب شده است.
[٢٦]. شرح ابن ابى الحديد، ج ١٢، ص ٢١.
سيره علوى
نسبت علم حضرت موسى (ع) و حضرت خضر (ع) با علوم اميرالمؤمنين (ع)
وقتى حضرت موسى (ع) از نزد خضر (ع) برگشت و آن حوادث عجيب مثل سوراخ كردن كشتى و تعمير ديوار و كشتن آن نوجوان به وقوع پيوست، برادر او هارون از موسى (ع) در مورد دانش خضر (ع) پرسيد.
حضرت موسى (ع) فرمود: «اين امر، دانشى است كه نداشتن آن ضرر ندارد؛ ولى حادثهاى عجيبتر روى داد!» هارون پرسيد: چه حادثهاى؟ حضرت موسى (ع) گفت:
من و خضر (ع) كنار دريا ايستاده بوديم كه پرندهاى شبيه به چلچله ظاهر شد، با منقار خود قطرهاى آب برداشت و به طرف مشرق پرتاب كرد! بار دوم قطرهاى ديگر برداشت و آن را به طرف مغرب انداخت، بار سوم آن را به طرف جنوب و بار چهارم به طرف شمال پرتاب كرد! و در دفعه پنجم به طرف آسمان و دفعه ششم به خشكى و دفعه هفتم به دريا انداخت و سپس پركشيد و پرواز كرد.
ما دو نفر حيرت زده مانديم و سرّ اين كار را نفهميديم تا اينكه خداوند فرشتهاى را به صورت آدمى فرستاد و به ما گفت:
چرا شما را متحيّر مىبينم؟ گفتيم: در كار اين پرنده متحيّريم، گفت: منظور او را نمىدانيد؟ گفتيم: خدا بهتر مىداند، گفت: اين پرنده با عملش مىگويد: به حقّ آنكه شرق و غرب زمين را آفريد و آسمان را بر پا داشت و زمين را به حركت آورد و بگستراند، به طور قطع خداوند در آخرالزّمان پيامبرى را خواهد فرستاد كه نامش محمّد (ص) است، او را وصىاى است، به نام على (ع) كه علم شما دو نفر روى هم در مقابل دانش آن دو همانند اين قطره است در مقابل اى دريا!![١]
پىنوشت:
[١]. بحار الانوار، ج ٤٠، ص ١٧٧.
سيره علوى
قرآن و اسلام در آخرالزّمان
اميرالمؤمنين (ع) درباره مساجد و مسلمانان آخرالزّمان مىفرمايد:
«زمانى بر مردم مىآيد كه از قرآن باقى نماند؛ مگر خطّ و نشان آن (خوب مىنويسند و چاپ مىكنند؛ امّا از علم و عمل خبرى نيست) و از اسلام نماند؛ مگر اسمى (فقط نامشان مسلمان است وگرنه از نظر عقايد و اخلاق و اعمال، بويى از اسلام نبردهاند).
مسجدهاى آنها از نظر ساختمان آباد است (مساجد را مجلّل و زيبا مىسازند)؛ امّا از هدايت (و بيان احكام دين) تهى و خراب است.
ساكنان و سازندههاى آن بدترين اهل زمين هستند، آنها سرمنشاء فتنه و پناهگاه گناه هستند.
آنكه از فتنه كناره گيرى كند، به فتنه برمىگردانند و هر كه عقب افتاده، به طرف آن مىكشانند، خداوند سبحان مىفرمايد: به خودم سوگند كه چنان فتنهاى بر آنها بفرستم كه شخص بردبار در آن حيران ماند و قطعاً انجام مىدهد. سپس فرمود: و ما از خداوند درخواست مىكنيم ما را از لغزش غفلت برهاند.»[٢]
پىنوشت:
[١]. نهج البلاغه فيض الاسلام كلمات قصار ٣٦١.