ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - فعّاليت هاى اميرالمؤمنين (ع) پيش از حكومت
مىكنند و اسم امام على (ع) را مىآورند كه منصوص خداوند است و در غدير به چنين جايگاهى منصوب شدهاند. اينها به اين نوع انتخاب معترض بودند و به حضرت على (ع) نظر داشتند و مىگفتند: اگر اينها همان را كه سيّد بطحا (ص) برگزيده بود، انتخاب مىكردند، ما به او زكات مىداديم.
مانعان زكات دو دسته بودند؛ يك دسته كه آن را باج مىدانستند و اينها همان مرتّدان دسته اوّل بودند و با آنها كار نداريم و دسته دوم آنهايى بودند كه خليفه را مشروع نمىدانستند و به او زكات نمىدادند و در اعتراضهايشان دقيقاً نام حضرت على (ع) را مىبردند؛ امّا به هر حال براى حاكميّت فرقى نمىكرد و به همه اينها به عنوان مرتدّان مىنگريست و با همه آنها به يك شكل برخورد مىكرد. در اين ميان ابوبكر به شدّت آنها را سركوب كرد و عمر چندان با اين شدّت برخورد موافق نبود و مىگفت: اينها فقط زكات نمىدهند و الّا نماز مىخوانند. ابوبكر هم در جواب مىگفت: اگر به اندازه بند شترى زكات را به من ندهند گردنشان را مىزنم. مورّخان هم همسو با حاكميّت، همه اينها را با يك چوب راندند و جنگ با آنها را يك جنگ مشروع نشان دادند.
\* برخورد مهاجران و انصار، با اعلام خلافت ابوبكر چه بود؟
\* از همان سقيفه با اين انتخاب مخالفت شد و اختلافات و دستهبندىهاى زيادى پديد آمد و اصلًا روى اين شخصيّت نظر نداشتند. در مدينه هم وضع به همين منوال بود. كانون مخالفان در «منزل حضرت فاطمه (س)» شكل گرفت. نام هفده نفر از كسانى كه در آنجا متحصّن شده بودند، در تواريخ ثبت شده است، قبايل يمنى در خارج مدينه هم اصلًا اين موضوع را نپذيرفتند؛ چون گرايش علوى داشتند و به دست امام على (ع) مسلمان شده بودند و به واسطه آشنايى كامل با روحيّات ايشان، آن حضرت را براى خلافت، بسيار شايستهتر مىدانستند. يك سرى از قبايل هم حاميان حاكميت جديد بودند و نقش مؤثّرى در تثبيت حكومت ابوبكر داشتند. خلاصه اينكه نظر واحد و يكسانى در اين باره وجود نداشت. در ابتداى جريان، مخالفان اين امر بسيار بيشتر از موافقان آن بودند.
\* بزرگان صحابه چه عكسالعملى در برابر جريان خلافت جديد داشتند؟
\* صحابه دو طيف داشتند. يك طيف آنها كه از اوّل در كنار حضرت على (ع) بودند و هميشه پيامبر (ص) از ايشان به شيعه على (ع) ياد مىكردند و مىفرمودند: «انّ هذا و شيعته هم الفائزون؛ او و شيعيانش رستگارانند».
آنها عبارت بودند از: عمّار ياسر، مقداد، سلمان و ابوذر و يك عدّه ديگر هم شيعيان سياسى بودند و مانند زبير و طلحه. در آن دوران پايشان هيچ جا نلنگيد؛ ولى بعدها چنين معضلى فراوان از آنها ديده شد. حساب اينها بايد از شيعيان واقعى امام جدا شود.
دسته سوم كسانى بودند كه از اوّل ارادت چندانى به حضرت على (ع) نداشتند، مثل عبدالرّحمن بن عوف، سعد بن ابى وقّاص، عثمان، ابوبكر و ديگران.
مخالفان خلافت ابوبكر دو دسته بودند: شيعيان واقعى و شيعيان سياسى؛ كه شيعيان سياسى بعدها در دوره خلافت حضرت على (ع) به دنبال منافع خود بودند. در آن ايّام چون نوعى جنگ و رقابت قبيلهاى پيش آمده بود، آنها دوست نداشتند قبيلهاى مثل «تميم بن مرّه» به حكومت برسند و براى همين سراغ امامعلى (ع) كه از بنىهاشم بودند، آمدند. خيلىها اين جانشينى را نپذيرفتند و خيلىها هم اين خلافت را پذيرفتند.
\* واقعه حمله به خانه اميرالمؤمنين (ع) براى گرفتن بيعت و حوادث ناگوارى كه در ضمن آن نقل شده، چه جايگاهى در متون روايى اهل سنّت دارد؟
\* اصل اين مطلب در متون منّصفان اهل سنّت نقل شده و منابع و متون شيعى آن را پروراندهاند. آنگونه كه در منابع قديمى اهل سنّت به اين موضوع پرداخته شده، در متون قديمى خودمان اين موضوع را نمىتوانيم پيدا كنيم.
\* برخورد حضرت على (ع) و نحوه ارتباط ايشان با خلفا پس از اين ماجراها چگونه بود؟
\* با توضيحاتى كه پيش از اين آمد، حضرت به نحوى پس از سقيفه اين جريان را پذيرفتند و اعتراضى نكردند تا زمانى كه حضرت فاطمه (س) زنده بودند، حضرت على (ع) از خانه بيرون نيامدند. در اين مدّت كوتاه شش ماهه به بيان مورّخان شيعه و ٧٥ روز به نظر محدّثان شيعه، امام على (ع) كاملًا منزوى و در خانه به جمعآورى قرآن مشغول بودند.
بعد از اين قضايا مرحله دوم شروع مىشود و ايشان به صحنه مىآيند. ما معتقديم ايشان بر جامعه، ولايت داشتند؛ حتّى اگر مردم اين ولايت را نپذيرفته باشند و ايشان به دارالخلافه گام