ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - ولايت، قطب قرآن است
در ذكر پارهاى از احاديث صريح درباره اينكه مراد از بطن قرآن و تأويل آن، ائمه (ع) و ولايت آنان و اتباع ايشان و مسائل مرتبط با آن است، كلينى با سند از ابى بصير روايت مىنمايد كه گفت:
امام صادق (ع) فرمود: «اى ابامحمّد! هر آيهاى كه به بهشت رهنمون شود و از اهل آن به نيكى ياد شود، حتماً در مورد ما و شيعيان ماست و هر آيهاى كه نازل شده و از اهل آن به بدى ياد مىشود و به سوى دوزخ رهنمون مىگردد، حتماً درباره دشمنان و مخالفان ماست.»
در «تفسير عيّاشى» از محمّد بن مسلم به نقل از ابى جعفر (ع) روايت شده است كه ايشان فرمودند:
«اى محمّد! اگر شنيدى خداوند از گروهى از اين امّت به نيكى ياد كرده است، پس مرادش ما هستيم و اگر شنيدى خداوند قومى از گذشتگان را به بدى ياد كرده است. پس مراد از آنان دشمنان ما هستند.»
در كتابهاى «كافى»، «بصائر»، تفسير عيّاشى و «غيبت نعمانى» از محمّد بن منصور به نقل از امام كاظم (ع) روايت شده است كه درباره آيه «إِنَّماحَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ؛[١] پروردگار من فقط زشتكارىها را چه آشكارش (باشد) و چه پنهان حرام گردانيده است» فرمودند:
«قرآن را ظاهرى است و باطنى و همه آنچه را كه خداوند در قرآن تحريم كرده است، ظاهر قرآن و باطن آن امامان جور هستند و همه آنچه كه خداوند در قرآن حلال كرده است، ظاهر قرآن و ائمه حق (ع) باطن آن هستند.»[٢]
در كتاب «عيون اخبار الرّضا (ع)» به نقل از امام رضا (ع) آمده است كه ايشان فرمودند:
«امام على (ع) مىفرمود: «كسى از مردم با ما اهل بيت (ع) قياس نمىگردد، قرآن درباره ما نازل گشته و كانون رسالت از ميان ماست.»
و در كتاب «رياض الجنان» و ديگر كتب از جابر بن عبدالله به نقل از پيامبر اكرم (ص) روايت شده است كه ايشان در حديثى كه در آن به ذكر فضايل اهل بيت خويش (ع) پرداخت، فرمودند: «ما كانون تنزيل و معنى تأويل هستيم ... الخ.» در كتاب «مشارق الأنوار» از كتاب «الواحدة» از طارق بن شهاب به نقل از اميرمؤمنان (ع) آمده است كه ايشان در حديثى طولانى كه در آن به ذكر صفات امام پرداختند، فرمودند:
«اينها همه از آن آل محمّد (ص) است و در آن شريكى ندارند؛ زيرا آنان كانون تنزيل و معنى تأويل هستند.»
در كتاب «كنز الفوائد» كراجكى و در ديگر كتب از داوود بن كثير به نقل از امام صادق (ع) آمده است كه:
ايشان فرمودند: «خداوند تعالى ما را آفريد و نيكو گردانيد و ما را برترى داد و امنا و حافظان وحى و خزانهداران خويش در همه زمين و آسمانها قرار داد و براى ما ضدها و دشمنانى قرار داد و از ما در كتاب خويش نام برده است و از نامهاى ما با بهترين نامها و گرامىترينش نزد خود به كنايه سخن گفته است و نيز از دشمنان و مخالفان ما در كتابش نام برده است و از آنها با بدترين نامها و منفورترين آنها نزد خود و بندگان پرهيزكارش به كنايه نام برده و براى آنان مثلهايى آورده است.»
در كتاب كافى و تفسير عيّاشى از امام صادق (ع) و نيز در كتاب كنز الفوائد با اسناد متعدّد به نقل از ابن عبّاس و در «تفسير» فرات بن ابراهيم با اسناد متعدّد از اصبغ بن نباته آمده است كه اميرمؤمنان (ع) فرمودند:
«قرآن بر چهار ربع نازل شده است. يك ربع درباره ماست و يك ربع درباره دشمنان ماست و يك ربع آن سنن و امثال است و يك ربع ديگر آن واجبات و احكام است و كريمههاى قرآن از آن ماست.»[٣]
عيّاشى بر اين روايت افزوده است: و كريمهها و محاسن و بهترينهاى قرآن از آن ماست ... الخ. مانند اين روايت در روايت خثيمه، قبلًا آمده است؛ ولى در آنجا آمده: «قرآن بر سه ثلث نازل شده است» و ظاهراً اين تقسيم به معناى مساوى كردن حقيقى يا تفريق از تمامى وجود نيست؛ بنابراين با اختلاف دو روايت در سه ثلث يا چهار ربع بودن مشكلى پيش نمىآيد. همچنين