ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - اعتراف خليفه!
اعتراف خليفه!
سخنرانى حضرت آيت الله محمّدى رىشهرى
مسئله امامت و رهبرى، اساسىترين ركن اسلام پس از نبوّت خاتم الانبياء (ص) است و هيچ مسئلهاى مهمتر از مسئله امامت و ولايت نيست. به همين سبب در روايتى كه مرحوم كلينى از امام رضا (ع) نقل مىكند، آمده: «الامامة اسّ الاسلام النامى و الفرع» اساس دين اسلام مسئله امامت و ولايت است؛ البتّه اگر اسلام را اسلام نامى در جهان معرفى كنيم؛ اسلامى كه بالنده باشد و بتواند با بالندگى خود، سراسر جهان را اداره كند؛ پياده شدن همه اصول و فروع اين اسلام در گرو اصل ولايت و امامت است و اين اصل است كه ضامن تكامل مادّى و معنوى جامعه انسانى است و سعادت دنيوى و اخروى انسان در گرو تحقّق اين اصل اساسى است. به همين دليل پيامبر اكرم (ص)، شايد بيش و پيش از هر چيز، در طول دوران نورانى نبوّتش، به اصل امامت و ولايت پرداخت.
پيامبر (ص) درباره مسئله امامت و ولايت اميرالمؤمنين (ع) از نخستين روز بعثت، يعنى «يوم الانذار» تا آخرين روز زندگى از اين مسئله صحبت كردند و روى هيچ مسئلهاى به اين اندازه صحبت و پافشارى نكردند. اين يك دروغ و افتراى بزرگ به پيامبر (ص) است اگر گفته شود كه ايشان درباره مسئله امامت و ولايت بعد از خودشان چيزى نگفته و در اين باره سكوت كردهاند؛ پيامبر (ص) نه تنها در اين باره سكوت نكردهاند؛ بلكه بيشترين سخن را درباره رهبرى اميرالمؤمنين (ع) گفتهاند و اين در منابع شيعى و سنّى مشحون است.
مرحوم آيتالله ميانجى جملهاى دارند به اين مضمون كه: پيامبر (ص) با هر زبانى كه احتمال مىدادند براى مردم مفيد است، امامت اميرالمؤمنين (ع) را مطرح مىكردند و هر كارى كه مىتوانستند در اين زمينه انجام دادند.
پس مىتوان گفت:
جريان غدير، اوج فرمايشهاى پيامبر (ص)، در معرفى رسمى اميرمؤمنان (ع) است كه تقريباً دو ماه پيش از وفاتشان اتّفاق افتاد.
اگر به جلد دوم و سوم «موسوعه امام على (ع)» درباره فرمايشهاى پيامبر (ص) نگاه كنيد، درخواهيد يافت كه پيامبر (ص) با چه الفاظ و سخنانى اميرالمؤمنين (ع) را معرفى كردهاند و شما هرگز نخواهيد گفت: كاش پيامبر (ص)، اميرمؤمنان (ع) را با اين لفظ معرفى مىكردند، الفاظى چون خليفتى، وصىاى و .. براى معرفى اميرمؤمنان (ع) از تمامى الفاظ ممكن استفاده كردهاند.
در روزهاى اوّل بعثت (يوم الانذار) آنگونه كه شيعه و سنّى نقل كردهاند پيامبر (ص) فرمودند: «انّ هذا اخى و وصيّى و خليفتى ..» و بعد احاديث وصايت را نقل كردهاند: «على وصى من است»، «خيرالاوصياست»، «سيّد الاوصياء است و اطاعت اوصيا واجب است.» احاديث الوراثة: «على وارث من است»، «على خليفه بعد از من است»، «استخلاف او از سوى خداست». «خليفه بعد از من در حيات و ممات است.» احاديث منزلت: «انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا لا نبى بعدى»؛ حديث الامامة: «على امام است»، «امام متقيّن است»، «امام هر مؤمنى بعد از من است»، «امام اولياى خداست»، «امام امّت من است». اينها همه رواياتى از پيامبر (ص) هستند كه آنها را گلچين كردهام. احاديث ولايت، عصمت، هدايت، علم، دوازده خليفه، حديث سفينه و حديث ثقلين تا به حديث غدير مىرسيم با تعابير مختلف.
غدير، در واقع اوج تلاشها و اعلام رسمى ولايت امام على (ع) توسط پيامبر (ص) است. جمعيّت حاضر در روز غدير را ٩٠، ١٠٠، ١٢٤ هزار و بيشتر هم گفتهاند و پيامبر (ص) در حضور اين جمعيّت عظيم، ايشان را معرفى كرد، بعد از نماز ظهر خطبه خواندند و خبر از مرگ قريبالوقوع خود دادند و بر مسئوليّت خود و مردم تأكيد كرده، «حديث ثقلين» را بار ديگر تكرار كردند. سپس دست مولا را گرفته و بلند كردند؛ به طورى كه سفيدى زير بغل ايشان پيدا شد و ولايت آن حضرت را اعلام نموده و فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه» و به گفته احمد بن حنبل اين جمله را پيامبر (ص) ٤ ٣ بار تكرار كردند و بعد در حقّ كسانى كه ولايت ايشان را بپذيرند، دعا كرده وكسانى را كه ولايت ايشان را نپذيرند، نفرين كردند و پيش از اينكه مردم متفرّق شوند، آيه نازل شد كه «الْيَوْمَأَكْمَلْتُ لَكُمْ