لهوف ت میر ابو طالبی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٥ - شرح حال موجز سيد بن طاوس
طالبيّين را به عهده وى گزارد كه سيّد بشدت امتناع ورزيد.
مستنصر كوشيد سيّد را به عنوان سفير نزد حاكم مغول گسيل دارد كه اين را هم نپذيرفت.
نخستين فرزند سيّد در ٩ محرّم ٦٤٣ ه. ق. در حلّه متولّد گرديد، و فرزند دوّم سيّد در ٨ محرّم سنه ٦٤٧ در نجف به دنيا آمد.
آنچه از كتب سير و تراجم به دست مىآيد اين است كه سيّد در ٦٤١ ه. ق. به حلّه بازگشت و در ٦٤٥ ه. ق. به نجف رفت و از آن جا در ٦٤٩ به كربلا رفت و در ٦٥٢ به عزم سامره بار سفر بربست و هنگام رسيدن به بغداد در همان جا رحل اقامت افكند، و هنگام سقوط بغداد به دست مغول، سيّد در بغداد بود.
چون هلاكو خان وارد مستنصريّه شد از علماء اين مسأله را پرسيد كه: آيا حاكم مسلمان ظالم افضل است يا حاكم كافر عادل؟ كسى به اين پرسش پاسخى نداد جز سيّد كه فرمود: حاكم كافر عادل افضل است و در اين فتوى بقيه علماء از سيّد تبعيّت كردند.
روشن است كه اين فتواى سيّد از باب تقيّه براى حفظ جان مسلمانان بود، چه خدا مىداند اگر اين فتوى نبود معلوم نيست آيا در بغداد مسلمانى جان سالم بدر مىبرد يا نه.
در ١٠ ماه صفر سال ٦٥٦ بود كه هلاكو سيّد بن طاوس را احضار كرده و به وى امان داد و سيّد به حلّه رفت.
در ٩ محرّم ٦٥٨ سيّد در نجف در خانهاش بود.
و در ١٤ ربيع الاول سال ٦٥٨ در بغداد در خانهاش بود.
آمده است كه: هلاكو نقابت علويان را در سال ٦٥٦- ٦٦١- به سيّد داد و ظاهر آن است كه در ٦٥٦ نقابت بغداد و در ٦٦١ نقابت همه طالبيان را بدو داد.
سيّد در ابتداء از پذيرفتن نقابت سر باز زد ليكن شيخ نصير الدين طوسى بدو اعلام كرد كه نپذيرفتن آن موجب مرگش مىگردد و بدين ترتيب سيّد بناچار پذيرفت.