إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٣ - ٨ - نمونهاى از بخشش امام
بازويت را با برادرت محكم مىكنيم و قدرتى براى شما قرار مىدهيم كه به كمك آيههاى ما بر شما دست نيابند، بار خدايا من محمد فرستاده و برگزيده تو هستم، پس سينهام را فراخ و كارم را آسان و از كسانم مثل على وزيرى برگزين تا پشتم را محكم كنى.
ابو ذر گفت: هنوز كلام پيامبر ٦ ختم نشده بود كه: جبرئيل از سوى خدا نازل شد و گفت: اى محمد ٦ بخوان؟ فرمود: چه بخوانم؟ گفت:
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ[١]: ولى شما خدا و رسول او و كسانى است كه ايمان آوردند و نماز را به پاى داشتند و در حال ركوع زكات دادند.
٨- نمونهاى از بخشش امام ٧
امير المؤمنين ٧ براى انجام كارى وارد مكه شد، ديد «يك عرب بيابانى» به پردههاى كعبه چسبيده و مىگويد:
اى خدايى كه مكان ندارى و هيچ مكانى از او خالى نيست و جايى او را دربرنگرفته، به اين عرب چهار هزار درهم روزى ده.
راوى گفت: امام ٧ جلو رفت و فرمود: اى اعرابى چه مىگويى؟ گفت:
شما كى هستى؟ فرمود: من «على بن ابى طالب ٧» هستم.
عرب گفت: شما همان كسى هستى كه حاجت مرا ادا مىكنى. فرمود:
حاجتت چيست؟
گفت: يك هزار درهم مىخواهم كه مهر همسرم كنم و يك هزار درهم
[١] مائده/ ٥٥