إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٢ - ٦ - محبت على
گفت: او محمد بن عبد اللَّه ٦، برادرزاده من است.
پرسيدم: اين زن كيست؟
گفت: همسر او خديجه دخت خويلد است، پرسيدم: اين جوان كيست؟
گفت: او على ٧ ابن ابى طالب، پسر عموى اوست.
پرسيدم: اين حركاتى كه انجام مىدهند چيست؟
گفت: نماز مىگذارند و گمان دارند كه پيامبر است و جز همسر و پسر عمويش؛ كسى به او ايمان نياورده است.
٦- محبّت على ٧ از واجبات است؟
يكى از فضايل امام ٧ اين است كه: دوستى او واجب است، زيرا از «ذو القربى» و هاشمى است و ترديدى وجود ندارد كه هم نسبى با پيامبر خدا ٦ فضيلتى بزرگ محسوب مىگردد و مقامى بلند است.
از نظر دنيايى كه روشن است و از ديدگاه آخرت هم، پيامبر ٦ فرمود: هر نسبى در قيامت منقطع است، جز نسب من.[١] پس هر كس به رسول خدا ٦ نزديكتر باشد، مقام و شرف و فخر او، بيشتر از كسى است كه اين ويژگيها را ندارد و شاعر عرب در اين باره مىگويد:
|
فكفى بنا فضلا على من غيرنا |
قرب النّبى محمّد ايّانا |
|
يعنى: براى ما از ديدگاه فضل و شرف، بر ديگران، همين بس كه به پيامبر نزديك هستيم.
امير المؤمنين ٧ از دو سو بلكه از چند سو اين فضيلت را دارا بودند، و از طرف پدر و مادر فرزند عموى پيامبر ٦ محسوب مىگشت، چون او پسر
[١]
ُ كلّ نسب منقطع يوم القيامة الّا نسبى.