إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٢١ - تحليل امام
نمايد كه چرا سبب اختلاف شدم؟ لذا وقتى رسول خدا ٦ به دار باقى شتافت، مردم به بيعت ابى بكر روى آوردند، و من از آنان يارى خواستم، اما كسى مرا يارى نكرد، جز پنج نفر:
سلمان، ابو ذر، مقداد، و زبير بن عوام كسى را در ميان اهل بيت (عم) نداشتم كه از او يارى و كمك بخواهم، چرا كه حمزه در جنگ احد به شهادت رسيد، و جعفر در موته، و دو نفر جديد الاسلام يعنى: عباس و عقيل داشتم، كه يارى مرا ناخوش مىداشتند، و همان چيزى را كه هارون به موسى گفت: به ايشان گفتم: يعنى: اى برادر اين مردم مرا تنها گذاشتند و خواستند مرا بكشند، و زندگى هارون سرمشق و قول پيامبر ٦ حجّت خوب و نيرومندى است، ولى پاسخ مثبت ندادند؟
اشعث گفت: وقتى عثمان از مردم، كمك خواست، مردم او را يارى نكردند، در نتيجه خودش را در معرض مرگ قرار داد؟
امام ٧ فرمود: اى پسر قيس، وقتى طرف مقابل قدرت را به دست گرفت، و مرا در معرض قتل قرار داد، اگر مىخواستند مرا بكشند، از خود دفاع مىكردم، اما اگر چه به تنهايى در مقابلشان ايستاده بودم، اما آنان گفتند: اگر بيعت كنى، تو را محترم مىداريم و بر ديگران ترجيح مىدهيم و اگر بيعت نكنى تو را مىكشيم؟! و چون اعوان و انصارى نداشتم، با آنان بيعت كردم، و بيعت من با ايشان، حقّى را بر ايشان احراز نمىكرد و از طرف ديگر مستلزم رضايت من نبود.
تحليل امام ٧ نسبت به زمامدارى عثمان
اما در مورد عثمان عدم كنارهگيرى را موجب قتل وى اعلام كردند، و بهتر بود اين پيشنهاد را بپذيرد، زيرا بر جاى ديگرى تكيه زده و حق غير را تصرف كرده بود؟