إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٣٢ - ابلاغ جهانى ولايت توسط پيامبر اسلام
پيامبر ٦ فرمود: فردا به يارى خدا اين كار را خواهم كرد.
ابلاغ جهانى ولايت توسط پيامبر اسلام ٦
پيامبر ٦ به مردم دستور حركت داد و در «غدير خم» فرود آمد و با مردم نماز خواند و فرمان داد تا مردم در اطرافش اجتماع كنند، آنگاه على ٧ را خواست و دست چپش را گرفت و بالا برد و با فرياد رسا ولايت على ٧ را بر همگان فرض نمود و امر كرد كه پس از او، در اين باره اختلاف نكنند، و فرمود:
اين مسأله از سوى خدا به من ابلاغ شده است.
آنگاه در ادامه فرمود: آيا من به مؤمنان از خودشان به آنها سزاوارتر نيستم؟
گفتند: آرى، فرمود: پس كسى كه من سرور اويم، على ٧ سرور اوست. بار خدايا دوست بدار دوستان او و دشمن بدار دشمنان او را و يارى كن و يار او و خوار كن خواركننده او را.[١] سپس دستور داد تا مردم با على ٧ بيعت كردند و همه مردم بدون چون و چرا اين فرمان را اجرا نمودند.
در راه ابى بكر از كاروان سبقت جسته و به «جحفه» رسيده بود، پيامبر ٦ دستور داد بازگرد، سپس با حالتى خشمگينانه به آن دو فرمود: با على ٧ به ولايت، بيعت كنيد؟ گفتند: دستور خدا و پيامبر ٦ اوست؟ فرمود: امثال اين كار مىتواند، غير از اين باشد؟ لذا آن دو نفر مثل سايرين بيعت كردند و بازگشتند.
پيامبر ٦ همراه كاروان در آن روز و شب، به راه خود ادامه دادند، تا به «عقبه» رسيدند و آن افراد، جلو افتادند و در اطراف عقبه پراكنده شدند.
[١]
ُ الست اولى بالمؤمنين من انفسهم؟ قالوا بلى، قال فمن كنت مولاه، فعلى مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.