إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٣ - ١ - محبت على جواز بهشت
در داستان برائت، پيامبر ٦ ابى بكر را عزل كرد، و هنگام رحلت، كه عايشه او را براى نماز فرستاد، وقتى پيامبر ٦ پرسيد: امامت نماز با كيست؟ و گفتند: ابى بكر، پيامبر ٦ با تكيه بر دوش على ٧ و فضل بن عباس، به مسجد رفت و او را كنار زد و خود نماز خواند.
«اسامه» بر او و عمر، امير بود، ولى على ٧ در ميان آنان نبود، اى كاش مىدانستم، چگونه امر امامت به ابو بكر تفويض مىگردد، با اينكه صلاحيت تفويض كارهاى جزئى را نداشت؟ و كسى كه پيامبر ٦ او را براى اكثر امور و مشكلات نصب مىكند، تنها مىماند؟ امرى شگفتانگيز است، خداوند همه ما را، از شرّ كسانى كه دنبال هوا رفتند و به اباطيل مغرور شدند، حفظ نمايد، به حق محمد ٦ و آل پاكش.
فضايل على ٧ از طريق اهل بيت :
[١- محبت على جواز بهشت]
١- «ابن عباس» روايت كرده، شخصى از پيامبر ٦ پرسيد: چه عملى باعث رفتن به بهشت مىگردد؟ فرمود: نمازهاى واجب را بخوان، ماه رمضان را روزه بگير، و غسل جنابت را به جاى آر، و على ٧ را دوست بدار، از هر درى كه خواستى وارد بهشت شو؟ سوگند به كسى كه مرا به حق فرستاده، اگر هزار سال نماز بخوانى، و هزار سال روزه بگيرى، و هزار حج به جاى آرى و هزار بار در جهاد شركت كنى، و هزار بنده آزاد نمايى و تورات و انجيل و زبور و قرآن را قرائت كنى، و همه انبيا را ملاقات نمايى و خدا را با هر يك از انبياء هزار سال بندگى كنى و در ركابشان هزار بار جهاد كنى و با هر يك هزار حج انجام دهى، سپس بميرى و در دلت دوستى على ٧ و فرزندانش نباشد، خداوند با منافقان تو را به آتش داخل مىكند، بدانيد و حاضر به غايب گفتار مرا در باره على ٧ برساند زيرا من در باره على ٧ جز به امر جبرئيل چيزى