إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١٨ - مضمون نامه امام
محبوبترينشان را به سوى آنان فرستاد، تا كتاب و حكمت به ايشان بياموزد، و اين امّت را به اين وسيله اكرام نمايد و برترى دهد.
او به تأديب مردم پرداخت، تا هدايت شوند و گردشان آورد، تا پراكنده نگردند و توفيقشان داد، تا ستم نكنند.
پس از اينكه وظيفه خويش را در اين باره انجام داد، ستوده و پسنديده، به جوار رحمت حق شتافت، و پس از او، برخى از مسلمين، دو نفر را (به ترتيب) به اين امر (حكومت) گماشتند، و به راه و شيوهشان، تن در دادند، و پس از مقدارى كه خدا خواست، در اين امر بودند، سپس وفات يافتند، و پس از آن دو، شخص سومى را، برگزيدند و بدعتهايى به وجود آورد، و مردم ضعفهاى او را مشاهده كردند، و بر ضدّش متحد گشتند، و بر او خشم گرفتند، و اوضاع را ديگرگون كردند.
آنگاه پى در پى به دنبال من آمدند، و با من بيعت كردند، و من از خدا راه هدايت مىجويم و بر تقوا از او كمك مىخواهم.
آگاه باشيد، كه بايد امور امّت، بر طبق كتاب خدا و سنّت پيامبرش ٦ جريان يابد، و حق بر پا گردد و سنّت زنده شود و در پنهان و آشكار خير و صلاح شما منظور شود، ما در اين راه از خدا استعانت مىطلبيم و او ما را بس است و بهترين وكيل ماست.
من حذيفه را بر امورتان منصوب نمودم، و او از نيكان و صالحان است، و اميدوارم با صلاح عمل نمايد، و من او را مأمور احسان به نيكان و سختگيرى بر بدان و مدارا با خوبانتان كردم، از خدا براى ما و شما، حسن انتخاب و احسان و رحمت واسعهاش را در دنيا و آخرت، خواستاريم، و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.