إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧١ - پرسشهاى يهوديان در مدينه، و پاسخهاى على
٥- پرسيدند: مرغ آبى و خروس در بانگ خود چه مىگويند؟ و نيز گنجشك در جيك جيك خود و قورباغه در غور غور خود و اسب در شيهه خود و الاغ در عرعر خود چه مىگويند؟ ابن عباس گويد: عمر سرش را به زير انداخت، آنگاه به امام على ٧ كه در مجلس حضور داشت گفت: پاسخى جز از شما بر ايشان ندارم، اگر جوابى دارند، براى ايشان بيان كن؟
امام ٧ به آنها فرمود: شرايطى دارم؟ پرسيدند: شرايط شما چيست؟
فرمود: اگر به آنچه در تورات آمده، برايتان بگويم، مسلمان مىشويد؟
گفتند: آرى.
فرمود: حالا پرسشهاى خود را يك به يك طرح كنيد؟
پرسيدند: قفلهاى آسمانها چيست؟
فرمود: شرك به خدا است، زيرا اگر زن و مرد مشرك باشند، خداوند هيچ عملى را از آنها بالا نمىبرد، پس قفل آسمانها اين است.
پرسيدند: كليد اين قفلها چيست؟
فرمود: كليدهاى آنها:
اشهد ان، لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه
است.
پرسيدند: كدام قبر است كه صاحب خود را حركت مىدهد؟
فرمود: آن قبر ماهىاى است كه يونس بن متى را بلعيد و او را به درياهاى هفتگانه برد.
پرسيدند: آن كيست كه قومش را انذار كرد (و ترساند) اما نه از انس بود و نه از جن؟
فرمود: مورچه سليمان بود كه گفت: اى مورچهها به خانههاى خود برويد، تا سليمان و لشكرش شما را پاى مال نكنند.
پرسيدند: پنج چيزى كه بر روى زمين راه رفتند و در رحمها آفريده نشدند، چيست؟