إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧٢ - پرسشهاى يهوديان در مدينه، و پاسخهاى على
فرمود: آدم، حوّا، ناقه صالح، قوچ ابراهيم و عصاى موسى.
پرسيدند: مرغ آبى چه مىگويد؟
فرمود: مىگويد: خداوند بر عرش غالب است.
پرسيدند: خروس چه مىگويد؟
فرمود: مىگويد: خدا را به ياد آوريد، اى غافلان.
پرسيد: اسب چه مىگويد؟
فرمود: مىگويد: خدايا بندگان مؤمنت را بر بندگان كافر پيروز كن.
پرسيدند: الاغ چه مىگويد؟
فرمود: تلكهگيران را لعنت و در چشم شياطين عرعر مىكند.
پرسيدند: قورباغه چه مىگويد؟
فرمود: مىگويد: منزه است خداى من، معبودى كه در عمق درياها تسبيحش مىگويند.
پرسيدند: گنجشك چه مىگويد؟
فرمود: مىگويند: خدايا دشمن محمد ٦ و دشمنان آل محمد ٦ و دشمنان اصحاب محمد ٦ را لعنت كن.
ابن عباس گفت: در اين موقع دو نفر از همراهان اين گروه، برخاستند و گفتند: اشهد ان لا اله الّا اللَّه و انّ محمدا عبده و رسوله.
نفر سوم ايستاد و با آواى بلند گفت: آنچه در قلب ياران من راه يافت، در دل من نيز راه يافته است، اما پرسشى ديگر دارم، و آن چنين است: قومى كه در آغاز زمان زنده بودند و سيصد و نه سال مردند، و خداوند آنها را زنده كرد، داستانشان چيست؟
امام ٧ فرمود: بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم، سپاس خدايى را كه بر بندهاش كتاب فرستاد و خواست سوره كهف را بخواند، يهودى گفت: