إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢١٩ - اظهار نظر و پرسش جوان ايرانى
تمجيد حذيفه از امام ٧
راوى گفت: آنگاه حذيفه بر فراز منبر نشست و ستايش خدا گفت و بر پيامبر و آل او ٦ درود فرستاد، و اضافه نمود: سپاس خدا را كه حق را زنده كرد و باطل را ميراند و عدل را برقرار ساخت و ستم و ستمگران را سركوب كرد، اى مردم، ولىّ شما خدا و پيامبر ٦ و امير المؤمنين ٧ است، در حالى كه به حق بر اين مقام تكيه زده، و پس از پيامبرمان ٦ او را بهترين خلق مىدانيم و به مردم از خودشان و به امر (خلافت) سزاوارتر و از همگان به صدق نزديكتر و به عدل راهنماتر و به راه، هدايت يافتهتر و به خدا نزديك نزديكتر و علمش بيشتر و راهش صادقتر و ايمانش سابقتر و يقينش بهتر و كار خيرش بيشتر و جهادش قديمتر و مقامش گرامىتر و برادر پيامبر خدا ٦ و پسر عمّ او و پدر حسن و حسين : و همسر زهراى بتول، سرور زنان عالم است، پس اى مردم به پا خيزيد و بر كتاب خدا و سنّت پيامبرش با او بيعت كنيد، زيرا در اين كار خشنودى خدا است و براى شما خرسندتر و به صلاح نزديكتر است و السلام.
آنگاه همه مردم برخاستند و به بهترين وجه (در غياب امام) با او بيعت كردند.
اظهار نظر و پرسش جوان ايرانى
پس از پايان بيعت، جوانى از فرزندان عجم (ايران) و مولى محمد بن عماره بن تيهان انصارى، بنام «مسلّم» به پا خاست، و در حالى كه شمشيرش را به كمر آويخته بود، گفت: اى امير، ما در آغاز سخنت، شنيديم كه گفتى: ولى شما خدا و پيامبر او و به حق امير المؤمنين ٧ است، و با اين جمله به خلفاى پيشين كنايه داشتى، كه به حق امراى مؤمنان نبودند، پس اين مسأله را از ما پوشيده مدار، زيرا تو خود شاهد اين امر بودهاى، و ما به دنبال شما حركت