إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٧ - اجابت نفرين على
اراده و خواست خدا فرو بنشين[١] آب فرو نشست، بهطورى كه ماهيها در عمق آن ظاهر شدند و بسيارى از آنها به عنوان امير المؤمنين ٧ سلام كردند و برخى از انواع ماهيها مثل سگ ماهى، مار ماهى و ماهى آبنوس سكوت كرده بودند، مردم از اين مسأله در شگفت شدند و از علت نطق برخى و سكوت برخى ديگر سؤال كردند، امام فرمود: خداوند ماهيهايى كه گوشتشان را حلال كرده به نطق درآورد و حرام گوشتها و غير مأكولها را ساكت كرد.[٢]
٤-
اجابت نفرين على ٧
در موردى ديگر كه نفرين امام ٧ به اجابت رسيد، زمانى بود كه بر روى منبر كوفه فرمود: اى مردم، كسى كه در غدير حاضر بود و شنيد كه پيامبر ٦ فرمود:
من كنت مولاه فعلىّ مولاه
، برخيزد و شهادت دهد، گروهى برخاستند و به آن شهادت دادند، در آن مجلس «انس بن مالك» حاضر بود ولى شهادت نداد، امام ٧ خطاب به او فرمود: چرا شهادت نمىدهى؟ در حالى كه تو شنيدى آنچه ديگران شنيدند؟ عرض كرد: يا امير المؤمنين من پير شدهام و داستان را فراموش كردهام، فرمود: خدايا اگر دروغ مىگويد به لكههاى سفيدى مبتلايش كن كه عمامه آنها را نپوشاند،[٣] لذا دچار بيمارى پيسى شد.
٥- دعايى ديگر در حق «بسر بن ارطاة» كرد و عرضه داشت: خدايا بسر آخرت را به دنيا فروخته، عقلش را بگير و چيزى از دين برايش باقى مگذار، كه مستوجب رحمت تو شود،[٤] لذا بسر ديوانه شد.
[١]
ُ انغض باذن اللَّه تعالى و مشيئته.
[٢]
ُ انطق اللَّه تعالى ما طهر من السّمك و اصمت عنّى ما حرّمه و نجّسه و بعده.
[٣]
ُ اللّهم ان كان كاذبا فارمه ببيضاء لا تواريها العمامة.
[٤]
ُ اللّهم انّ بسرا باع آخرته بدنياه فاسلبه عقله و لا تبق له من دينه ما يستوجب به رحمتك.