إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٢ - ادله قرآن بر ولايت و امامت حضرت على
اما اگر قول جمع را بپذيريم، على ٧ داخل در آن خواهد بود، چرا كه سرور آن جمع اوست و بنا بر قول اول (بعض) مسأله روشن است.
دليل ديگر در مورد امامت على ٧ خبر مشهور غدير است كه در آينده راجع به آن بحث خواهيم كرد.
يكى ديگر از ادله امامت على ٧ آيه:
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[١] است.
: از خدا و رسول او و اولى الامر از خودتان اطاعت كنيد.
مسلّما مراد آيه جمع نيست، زيرا لازمهاش يكى بودن مطيع و مطاع است بنا بر اين بعض منظور است و آن بعض هم بايد معصوم باشد، چون ترجيح بلا مرح، محال است، و جز او معصومى نيست، پس او واجب الاطاعة خواهد بود يكى از شگفتيها اين است كه: امام ٧ در زمان پيامبر ٦ هميشه، امير، والى و جانشين مطاع او بود و او را والى مدينه قرار داد و به قضاوت به يمن اعزام داشت و پرچم را در همه جنگها به دستش مىداد و در هر لشكرى كه پيامبر ٦ حضور نداشت، فرمانده آن على ٧ بود.
در هنگام مهاجرت از مكه، او را براى قضاء ديون و ردّ امانتها و بردن زنها و كسانش، به جاى خويش نهاد.
براى حفظ جان پيامبر ٦ جانش را در كف دست گذاشت و بر بسترش خوابيد، در حالى كه غير از على ٧ در حيات پيامبر ٦ كسى ديگر، صلاحيّت انجام اين امور را نداشت و با اينكه ديگران در زمره ياران پيامبر بودند، ولى صلاحيّت اين كارها را نداشتند.
[١] نساء/ ٥٩.