إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٧ - ٩ - نمونهاى از سخاوت امام على
فرمود: اگر از اين بيمارى شفا يافتند، به شكرانه آن سه روز روزه مىگيرم، «فاطمه زهرا ٣» و «فضه» نيز همين نذر را كردند، و هر دو شفا يافتند.
در آن ايّام، امام ٧ دستشان خالى بود و يك شب اجير شد، و نخلستانى را آب داد و مقدارى جو در عوض آن گرفت و به منزل آورد حضرت فاطمه ٣ آن را به سه قسمت تقسيم كرد و يك سوم آن را تبديل به آرد نمود و از آن پنج قرص نان پخت، كه به هر نفر يك قرص برسد، امام ٧ نماز مغرب را با پيامبر ٦ ادا كرد و به منزل بازگشت، تا افطار نمايد، در اين موقع فقيرى به در خانه آمد و گفت: سلام بر شما اى اهل بيت پيامبر ٦ مسكينى از مسلمين هستم و محتاج غذا؟ خداوند غذاى بهشتى به شما دهد؟ امام صداى او را شنيد و فرمود: سهم مرا به او بدهيد؟ حضرت فاطمه ٣ و ساير اهل بيت عليهم السّلام همين كار را كردند و آن شب جز آب چيزى تناول نكردند.
روز دوم، همين داستان تكرار شد و غذا را به يتيمى دادند كه گفت: پدرم در عقبه شهيد شد.
روز سوم، اسيرى به در خانه آمد و گفت: اى اهل بيت، ما را اسير مىكنيد، ولى غذايمان نمىدهيد؟ خداوند غذاى بهشتى به شما دهد، مرا سير كنيد، قسمت سوم را به او دادند و بدين ترتيب، سه روز متوالى با آب افطار كردند.
روز چهارم كه نذرشان ادا شده بود، على ٧ دست فرزندان خود را گرفت و به ديدار پيامبر ٦ رفت و از شدّت گرسنگى بدنشان مىلرزيد، وقتى چشم پيامبر ٦ به آنها افتاد، فرمود: اى ابو الحسن ٧ چرا شما را اين قدر ناراحت مىبينم؟
و سپس به ديدار فاطمه ٣ رفتند و او را در محراب عبادت ديدند، كه از