إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩٧ - پاسخهاى على
جوابى بگويم كه ترديد به آن راه نداشته باشد و آلودگى و پليدى شك، آن را از بين نبرد، و لا قوّة الا باللَّه؟!.
آن مرد پرسيد: فاصله ميان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرموده: مسافت هوا، پرسيد: مسافت هوا چيست؟ فرمود: دوران فلك، پرسيد: دوران فلك چيست؟ فرمود: سير يك روز خورشيد، گفت: درست است.
پرسيد: قيامت چه وقت است؟ فرمود: هنگام حضور مرگ و رسيدن اجل؟
گفت: درست است.
پرسيد: عمر دنيا چقدر است؟ فرمود: هفت است و بعد بىپايان[١]، گفت:
درست است.
پرسيد: بكه و مكه كجاست؟ فرمود: مكه اطراف حرم و بكه موضع كعبه است، پرسيد: پس چرا مكه گفتهاند؟ فرمود: چون خدا زمين را از زير آن كشيد، پرسيد: بكه چرا؟ فرمود: چون گردنهاى ستمكاران و سركشان را هم كرد و به گريه درآورد.
پرسيد: خدا پيش از اينكه عرش را بيافريند، در كجا بود؟ فرمود: منزّه است كسى كه چشمها او را نمىبينند و حاملان عرش صفت او را در نمىيابند، با اينكه مرتبهشان به كرسى نزديك است و فرشتگان كمى از رشحات جلالش را نمىفهمند، واى بر تو گفته نمىشود: خدا كجاست و به چه چيز است و در كجاست و كم و كيف ندارد، گفت: درست است.
پرسيد: پيش از اينكه آسمان و زمين را خلق كند، عرش او چقدر بر روى آب بود؟
[١] شايد منظور امام ٧ عمر كره زمين در حالت عادى فعلى است و جهان هميشه مىماند.
( م)