إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١١٧ - عكس العمل ابو بكر در برابر حادثه عجيب فوق
پيامبر ٦ از نظرشان پنهان شد.
عكس العمل ابو بكر در برابر حادثه عجيب فوق
ابى بكر به امام ٧ متوسل شد، و او را سوگند داد كه همراه من بيا، تا به مسجد رسول خدا ٦ برويم و از منبر بالا روم و آنچه ديدم براى مردم تعريف كنم و خود را از حكومت خلع و آن را به تو تسليم نمايم!.
امام ٧ فرمود: من در كنار تو هستم، اگر شيطان را رها كنى؟ ابى بكر گفت:
اگر او مرا رها نكند، من او را رها مىكنم.
امير المؤمنين ٧ فرمود: ولى تو از او اطاعت مىكنى و از فرمانش سر نمىتابى، و آنچه بر تو نمايان شد، به منظور اتمام حجت صورت گرفت، سپس از مسجد قبا خارج و راهى مسجد پيامبر ٦ شدند.
در راه، نفس ابى بكر مىگرفت، و رنگش دگرگون مىشد و مردمى كه حال و روز او را مىديدند، نمىدانستند، علتش چيست؟
تا اين كه با عمر ملاقات كرد، عمر پرسيد: چه چيز خليفه پيامبر ٦ را ناراحت كرده؟
ابى بكر گفت: مرا رها كن، به خدا سوگند پس از اين، به سخنان تو توجّه نمىكنم؟
عمر گفت: حال به كجا مىروى؟ گفت: به مسجد و منبر؟
گفت: اكنون موقع نماز نيست؟ گفت: مرا رها كن كه: نيازى به كلام تو ندارم؟
عمر گفت: بهتر است پيش از ورود به مسجد به خانه بروى و وضويى تازه كنى؟
ابى بكر، پذيرفت و به امام على ٧ گفت: شما در مسجد و كنار منبر منتظر آمدن من باش! تا نزد تو بيايم! امام ٧ لبخندى زد و فرمود: به تو گفتم: كه تو را رها نمىكند، و بعد امام ٧ به مسجد رفت و در كنار منبر به انتظار او نشست.
ابى بكر نيز به همراه عمر وارد منزل شد و عمر پرسيد: چرا خليفه مرا از