إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٣ - تبريك مردم به ولايت امير المؤمنين على
فرمود: به على ٧ تبريك بگوييد؟ پرسيدند: دستور خدا و پيامبر ٦ است؟
فرمود: آرى، گفتند: شنيديم و اطاعت كرديم.
پس از آن «سلمان فارسى» و «ابو ذر غفارى» وارد شدند و بدون چون و چرا به دستور پيامبر ٦ به على ٧ تبريك گفتند.
در اين موقع، «خزيمة بن ثابت» و «ابو الهيثم تيهان» وارد شدند و بدون چون و چرا تبريك گفتند.
پس از اين دو، «عمار» و «مقداد» به همين ترتيب عمل كردند.
آنگاه «عثمان» و «ابو عبيده» وارد شدند و پس از سلام و شنيدن جواب، به آنها فرمود: تا مسأله امارت را به على ٧ تبريك بگويند، پرسيدند: دستور خدا و رسول است؟ فرمود: آرى، و بعد تبريك گفتند.
سپس فلان و فلان و گروهى از «مهاجرين» و «انصار» آمدند و به همان ترتيب قبل مسائل عملى مىشد، تا اتاق و اطراف از جمعيّت پر شد و برخى وارد مىشدند و برخى خارج، و در آخر به من و برادرم فرمود: امارت را به على ٧ تبريك بگويند، ما هم برخاستيم و تبريك گفتيم، و بعد به جاى خود باز گشتيم و نشستيم.
در پايان پيامبر خدا ٦ رو كرد به جانب مردم و فرمود: اين مسأله را بدانيد و بشنويد، كه من به شما امر كردم، تا به على ٧ تبريك بگوييد، و برخى از من پرسيدند: آيا دستور خداست يا پيامبر ٦؟ ولى بدانيد كه محمد ٦ از پيش خود چيزى نمىگويد، بلكه فرمان خدا را اجرا مىكند، سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست: اگر كوتاهى و بيعت را نقض كنيد، كافر گشته و از رسالت من جدا شدهايد، حال هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كس نمىخواهد كافر شود؟!.