إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٤ - ٨ - نمونهاى از بخشش امام
مىخواهم قرضم را ادا كنم و يك هزار درهم مىخواهم تا خانه بخرم و يك هزار درهم مىخواهم تا با آن زندگى كنم؟ امام ٧ فرمود: انصاف خوبى دارى هر وقت به مدينة الرسول ٧ آمدى، خانه مرا پيدا كن، اعرابى پس از يك هفته از مكه خارج و به مدينه رفت، در شهر مدينه صدا زد چه كسى مرا به خانه على ٧ هدايت مىكند؟
امام حسن ٧ او را ديد و فرمود: من تو را به خانه على ٧ مىبرم.
اعرابى پرسيد: پدر تو كيست؟
فرمود: على ٧.
مادرت كيست؟
فرمود: فاطمه زهرا ٣ سرور زنان جهان.
پرسيد: جدّت كيست؟
فرمود: پيامبر خدا ٦.
پرسيد: جدهات كيست؟
فرمود: خديجه.
پرسيد: برادرت كيست؟
فرمود: حسين ٧، گفت: همه دنيا از تو است، نزد على ٧ برو و بگو: به اعرابىاى كه در مكه وعده دادى اكنون بر در خانهات آمده، راوى گفت: امام ٧ بيرون آمد و در صدد رفع نياز اعرابى برآمد و سلمان را خواست و به او فرمود: اى سلمان باغى را كه رسول خدا ٦ براى من غرس كرده؛ به خريداران عرضه كن، سليمان نيز به بازار رفت و باغ را به دوازده هزار درهم فروخت خدمت امام ٧ آورد و اعرابى را هم احضار نمود، امام ٧ چهار هزار درهم به او داد و چهل