إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٨٢ - نامه قيصر به عمر و پاسخ امام
سؤال ديگر آبى كه نه از زمين است و نه از آسمان؟
سوم چيزى كه تنفس دارد ولى روح ندارد؟
چهارم اينكه عصاى موسى چه بود؟ و نام آن چيست؟ و طولش چه اندازه بوده است؟! پنجم جاريه بكرى كه در دنيا براى دو برادر است و در آخرت از آن يكى است؟
هنگامى كه اين نامه به عمر رسيد و سؤالات را ديد، جوابى نيافت، لذا به امام ٧ پناه برد و حضرت براى قيصر نوشت:
از على بن ابى طالب ٧ داماد محمد ٦ و وارث علم و نزديكترين خلق به او و وزير و صاحب ولايتش، كه دستور داد مردم از دشمنانم برائت جويند، نور چشم پيامبر ٦ و همسر دخت و پدر فرزند او، به قيصر پادشاه روم خدا را سپاس مىگويم، كسى كه جز او خدايى نيست و داناى پنهانيها و فرستنده بركات است، كسى كه خدا او را هدايت نمايد، گمراه نمىگردد.
نامهات رسيد و عمر بن خطاب آن را برايم خواند، (جواب سؤال اول) اما اينكه از «نام» خدا پرسيدى، بدان كه شفاى هر دردى است و به دارويى رهنمون است، و «رحمان» نامى است كه جز خدا به آن خوانده نشده، اما رحيم، يعنى: او نسبت به كسى كه گناه كرد و سپس بازگشت و ايمان آورد و عمل صالح انجام داد، مهربان است.
اما «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ*» سپاس ما نسبت به خداست، زيرا به ما نعمت داده، اما مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، او در قيامت مالك مردم است و هر كسى كه در دنيا شككننده و جبّار باشد، او را در آتش مىاندازد و هر كسى كه پيرو بود، لغزشهايش را محو و با رحمت خود به بهشتش مىبرد، اما إِيَّاكَ نَعْبُدُ، يعنى: ما او را ستايش مىكنيم و شريكى برايش قائل نيستيم وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ يعنى: ما از