إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٧ - ٣ - على
كشيده به سوى امام ٧ حملهور شد و ضربهاى بر او وارد كرد و بر كلاه خودش نشست و امير المؤمنين ٧ نيز او را مورد حمله متقابل قرار داد.
جابر انصارى گويد: زمانى با هم جنگيدند و گرد و غبار از هر طرف برخاست و تماشاگران از وضع آن دو بىخبر بودند و صدايى هم از آنها به گوش نمىرسيد، تا اينكه صداى تكبير شنيديم و دريافتيم كه على ٧ عمرو را به قتل رسانده است.
پيامبر وقتى صداى على ٧ را شنيد شاد شد و تكبير گفت و سجده شكر به جاى آورد.
پس از آن كه غبار فرو نشست، ياران عمرو از خندق گذشتند و عكرمة بن ابى جهل و ساير مشركان پا به فرار گذاشتند و مصداق آيه تحقق يافت:
وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً[١].
: خدا كافران را در جنگ (احزاب) با همان خشمى كه به مؤمنان داشتند بىآنكه بهرهاى بدست آورند نااميد بازگردانيد.
پس از كشته شدن عمرو، على ٧ سرش را بريد و براى پيامبر برد و در حال تهليل گفتن با او روبرو شد و سر را در مقابل پيامبر نهاد، آن حضرت سر و صورت على ٧ را بوسه داد و بزرگان صحابه پايش را بوسيدند، عمر به او گفت: چرا زرهش را برنگرفتى؟ زره ارزشمندى است؟ فرمود: من حيا كردم كه بدن او را عريان كنم.
و ابن مسعود مىگفت: خداوند جنگ را به وسيله على ٧ از مسلمانان بر عهده گرفت و خدا نيرومند و عزيز است.
[١] احزاب/ ٢٥