إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨٣ - شكايت عالم مسيحى از ديگران
كردند و در رسالت، جاهلش دانستند، و وصيت او را كنار گذاشتند و گمان كردند كه: جاهل مىتواند بر جاى عالم تكيه دهد.
اين كار موجب هلاك «حرث و نسل»[١] و ظهور فساد در زمين و دريا مىگردد.
در صورتى كه خداوند، براى مردم پيامبرى ٦ پاك و استوار، مىفرستد، و عالم بر جاهل، تا روز قيامت، فرمان مىراند. (و حكومت از آن عالمان است نه جاهلان) جاثليق در ادامه گفت: من نام او را پرسيدم؟ كسى كه در كنار وى نشسته بود، گفت: اين مرد خليفه رسول خدا ٦ است.
در جواب اين ادّعا گفتم: اين نام را براى كسى پس از پيامبران، نديدهايم مگر اين كه اصطلاحى عربى باشد؟
اما مقام خلافت، جز براى آدم و داود، ميسّر نيست، و سنت اين مسأله، اين است كه: اين مقام، از آن انبياء و پس از آنها، از آن اوصياء باشد.
امروز اينان افترا را بر خدا و پيامبر ٦ بستهاند، و در پاسخ نداشتن علم و معذور داشتن اين اسم گفت: مردم بر روى من توافق كردند و اين نام را بر من نهادند، در حالى كه در ميان امت، از من عالمتر وجود دارد.
ما نيز به همان مقدار اكتفا كرديم و آنچه گفت: شنيديم، حال به دنبال راه حق و رشد، مىگرديم، كه اگر بر ايمان روشن شود به آن راه مىرويم و از سرزنش كسى در اين راه، كه راه خداست نمىهراسيم، اى جوان آيا داروى درمان، نزد تو يافت مىشود؟
[١] حرث يعنى: كشاورزى و كنايه از زندگى و كار مردم است و نسل يعنى: مردم.