إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨٢ - شكايت عالم مسيحى از ديگران
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ[١]: و مقام امامت به ذريه پاك و مطهر مىرسد نه كسانى كه ستمكارند.
و ما خواستيم او سنّت محمد ٦ و آنچه انبياء آوردهاند را بر ايمان روشن سازد، و اختلاف امّت را در باره وصى، مانند اختلافى كه در باره اوصياى گذشته روى داد، حلّ كند، و عترت را در ميان ايشان بشناسيم، ولى مسأله همچنان براى ما در ابهام است.
حال اگر وصى اين پيامبر ٦ را بشناسيم و علم مورد احتياج مردم، در نزد او باشد و پاسخهاى روشن به مسايل بدهد و علت نزول بلاها و مصيبتها و فصل الخطاب و علم انساب و آنچه در «ليلة القدر» در هر سال، فرود مىآيد و چيزى را كه فرشتگان و روح و اوصيا مىآورند؛ بداند، نبوت او را تصديق مىكنيم و به دعوتش پاسخ مثبت مىدهيم و به وصى و امنا و اوصيا و كتابش اقتدا مىكنيم و به آنچه پيامبران آوردهاند، ايمان مىآوريم، و اگر جز اين باشد به دين خود بازمىگرديم و خواهيم دانست كه محمد ٦ فرستاده خدا نيست، ما از اين پيرمرد سؤال كرديم، ولى دليلى بر صحّت نبوّت محمد ٦ نيافتيم.
او ادعا مىكند كه با قهر و غلبه، رياست مردم را به دست گرفته و آثارى از نبوت (پيامبر خدا ٦) نزد وى نديديم، و بدين نتيجه رسيديم كه او ٦ امت را رها كرده تا يكى بر ديگرى غلبه يابد، و آنها را به جاهليت بازگرداند. و چون مردم، راه خود را برگزيدهاند و از پيامبران پيروى نكردند و هر راه و حاكمى كه خواستند، انتخاب كردند و راه محمد ٦ را از راه انبياء جدا
[١] بقره از آيه ١٢٤.