إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٦ - ٣ - رهنمود امام به عمر
تصريح كرده است و همين آيه براى اثبات فضايل امام كافى است و سنّى و شيعه فتواهاى مشكل و قضاوتهاى پيچيدهيى را نقل كردهاند كه همه معاصران، از حل آنها ناتوان ماندند و در اين موارد به حضرت مراجعت كرده و به فتوايش عمل مىنمودند. به عنوان نمونه به موارد زير توجّه كنيد:
١- قضاوت در مورد زن حامله زناكار
در تاريخ اسلام آمده كه: زن زانيه حاملهاى را نزد عمر آوردند تا در مورد او حكم كند، عمر دستور سنگسارش را صادر كرد، امام ٧ به او فرمود:
به چه دليلى مىتوانى كودكى را كه در شكم دارد، به قتل برسانى؟! عمر او را آزاد كرد و گفت: اگر على ٧ نبود، عمر به هلاكت مىافتاد.
٢- قضاوت در مورد زن ديوانه
زن ديوانهاى را كه مرتكب زنا شده بود، نزد عمر آوردند و او حكم به رجم (سنگسار) داد!! امام على ٧ به او فرمود: تكليف از سه گروه برداشته شده: ديوانه تا هنگامى كه بهبودى يابد، خوابيده تا بيدار شود و كودك تا به حدّ بلوغ برسد.[١] عمر در پاسخ گفت: اگر على نبود، هلاك مىشدم.
٣- رهنمود امام به عمر
عمر مأمورى را براى احضار زنى فرستاد، و آن زن از ترس مرد، عمر تكليف را در اين مورد از مردم (و صحابه) پرسيد؛ همگى گفتند: تو بىگناهى و تكليفى ندارى، تا اين كه از امام على ٧ پرسيد: حضرت فرمود: ديه دارد و ديهاش بر عاقله تو است،[٢] عمر هم به فتواى امام عمل كرد.
[١]
ُ رفع القلم عن ثلاثة، المجنون حتّى يفيق، و النائم حتّى يستيقظ، و الغلام حتّى يبلغ
[٢]
ُ ارى انّ الدية على عاقلتك
، منظور از عاقله، بستگان مرد مجرم است.