إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥ - فضايل على
قرآنشان، داورى مىكنم.[١] اين عبارات دلالت دارد كه امام به بالاترين قلّههايى كه بشر توان رسيدن به آنها را دارد، صعود كرده و به دانشهايى دست يافته كه جز به او به كسى ديگر از اصحاب داده نشده است.
در تعبيرى ديگر با اشاره به سينه مبارك خود فرمود: در اينجا علوم و دانشهايى انباشته شده كه اگر حامل (اهلى) مىيافتم، به او مىآموختم.[٢] اين تعبير مىرساند كه از نظر علمى به جايى رسيده كه هيچ آفريدهاى، از ميان فرشتگان و انسانها، نمىتوانند به آنجا برسند و بر ايشان غير ممكن است و فقط رسول گرامى ٦ از اين شمول مستثنا است، زيرا در آيه مباهله نفس على ٧ نفس اوست و خداوند نفس پيامبر ٦ را نفس على ٧ دانسته.
وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ[٣] منظور از «نفس» نفس على ٧ مىباشد و همه مفسران اين معنا را پذيرفته و تأييد كردهاند.
البته در اينجا معناى حقيقى منظور نيست، چرا كه اتّحاد (دو نفس) محال است، پس آن را به نزديكترين معانى بايد حمل كنيم، كه: همگامى و يارى و همراهى در همه وجوه ممكن باشد.
پس همه فضايل علمى و عملى- به استثناى نبوّت- كه براى رسول اللَّه ثابت است براى على ٧ نيز ثابت است و خود پيامبر به استثناى مسأله نبوّت به آنها
[١]
ُ لو ثنيت لى الوسادة لحكمت بين اهل التوراة بتوراتهم و بين اهل الانجيل بانجيلهم و بين اهل الزّبور بزبورهم و بين اهل الفرقان بفرقانهم.
[٢]
ُ انّ هاهنا لعلما جمّا لو اجد له حملة.
[٣] آل عمران/ ٦١.