ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ١٨
«صراط» باشيم،- بايد در حال بشر بينديشيم تا دريابيم: آيا براستى آدمى در حال تغيير و تحوّل و تمامى شئون او دستخوش دگرگونى است؟ يا در وراى اين پوسته متحوّل، هستهاى ايستا و ثابت دارد؟
همان هستهاى كه گذشته و حال و آينده او را به يكديگر مرتبط مىكند و از او يك هويت جارى در بستر تاريخ مىسازد و فرهنگ و تمدّن بشرى را معنا مىبخشد.
آدمى در عين تكامل فكرى و تغيير رفتارى، از ثبوتى فطرى و ثباتى هويتى برخوردار است. تحوّل در روابط اجتماعى، آداب پوشش، شيوه زندگى و ابزارهاى مختلف هيچگاه فطرت و غرايز طبيعى او را تغيير نمىدهد.
پرسشهاى اساسى انسان در طول تاريخ پر التهاب او همواره ثابت و تغيير ناپذير باقى مانده است. احساسات و عواطف او نيز در اين مدّت دستخوش تغيير و تحوّل نشده است و امروز نيز سرودههاى هومر و فردوسى همچنان براى ما جالب و برانگيزنده احساس و عاطفه است.
دين، جنبه ثابت آدمى را وجهه همّت هدايتهاى خود قرار داده است. ازاينرو، آموزههاى دينى، ثابت و تغيير ناپذير و با داشتن چنين خصلتى، از صفت «تقدّس» برخوردارند.
عناصر ثابت و متغير در دين
بنا بر آنچه گذشت، دين كامل دربردارنده تمامى عناصر ثابتى