ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ١٠٠
پيامبران بايد معصوم و مبرّاى از خطا در تلقّى و دريافت دستورات الهى و ابلاغ آن به مردم باشند. سپس عقل با تحليل مسئله عصمت به اين نتيجه مىرسد كه عصمت در تلقّى و ابلاغ وحى، با عصمت در تمام شئون، حتّى نسبت به خطا و نسيان، ملازمه دارد.[١] پس رسول مىبايست در تمام امور معصوم باشد. آنگاه عقل حكم مىكند، كه بنابر اقتضاى حكمت الهى زمام امور جامعه مىبايست به معصوم سپرده شود. پس حتما شخص رسول زمامدار جامعه از سوى دين تلقّى مىشود. حال اگر عقل به مقام امامت توجّه كند و امام را مفسّر پيام الهى نبوى بيابد، با شيوهاى مشابه به نتيجهاى همسان مىرسد.[٢] بنابر اين، عقل پس از اثبات عصمت براى رسول و امام، مقتضاى حكمت الهى را در واگذارى زمامدارى جامعه به شخص آنان مىبيند و از اين راه «ولايت»، به معناى اداره جامعه، را براى آنان اثبات مىكند.
آيات فراوانى بر ثبوت ولايت نبوى دلالت[٣] دارد كه شايد واضحترين آنها اين آيه كريمه باشند: ا «لنبى أولى بالمؤمنين من أنفسهم»[٤]: نبى اكرم نسبت به مؤمنين از خود آنها سزاواتر است.
[١] - توضيح كامل اين تحت توسط نگارنده در دفتر دوم از مبانى كلامى اجتهاد ارائهشده كه بزودى منتشر خواهد شد.
[٢] - توضيح اين مطلب نيز در دفتر دوم مبانى كلامى اجتهاد آمده است.
[٣] - ر. ك: منتظرى، ولاية الفقيه، ج ١، صص ٣٧- ٧٣.
[٤] الاحزاب ٦