ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ٦٤
مىباشد.
پس دين بايد درست شناخته شود و حوزه مباحث دينى و نحوه تطبيق آن بر واقعيتهاى عينى معلوم گردد. البته به شرطى كه دانش نيز محدوده خود را بازشناسد و شيوه برخورد خود با واقعيتهاى عينى و مفاهيم ارزشى را پاس دارد.
نظام سياسى اسلام، در يك نگاه
براساس «نظريه انديشه مدوّن»، اسلام در هر حوزه از حيات بشر، مجموعه عناصرى ثابت و ماندنى و همه جايى و همه زمانى دارد كه اين مجموعه با يكديگر هماهنگ مىباشند و ما به آنها «نظام» مىگوييم. «سياست» يكى از مهمترين صحنههاى زندگى آدمى بوده و هست. در اين ميدان نيز اسلام، داراى يك نظام سياسى كامل منسجم و، در برگيرنده ابعاد داخلى و خارجى، ملّى و فراملّيتى، است. اين نظام نيز از دو بخش: مكتب و دستگاه نهادهاى ثابت تشكيل شده است.
هر چند «نظام سياسى اسلام»، در تحقّق خارجى در برگيرنده همه نظامهاى ديگر اسلامى از قبيل نظام اقتصادى، حقوقى و تربيتى است، ولى از نگاه نظرى، قابل تفكيك و تمايز از آنها مىباشد و مىتوان را به گونهاى مستقل ترسيم كرد.[١]
[١] - ر. ك: همين نوشتار، ص ٣١- ٣٤.