ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ١٠١
حاصل مفاد اين آيه ثبوت اولويت براى نبى مكرّم اسلام، عليه آلاف التحية و السلام، نسبت به آحاد مؤمنين در مقايسه با خود آنهاست؛ يعنى اگر آنها مىتوانند نسبت به خود تصميمى بگيرند و كارى انجام دهند، حضرت «صلّى اللّه عليه و اله» از آنها به اين كار سزاوارتر است و اگر تصميمى نسبت به آنها گرفت، آنان حقّ مخالفت ندارند و بايد اطاعت كنند، چه اين تصميم در مورد شوؤن فردى مومنين باشد و چه در باب امور اجتماعى آنان.[١] البته اين آيه ولايت مطلقه نبى اكرم «صلّى اللّه عليه و اله» را در حوزه مباحات شرعى اثبات مىكند؛ زيرا در اين منطقه است كه افراد مىتوانند نسبت به امور خود تصميمى بگيرند.
و نبى اكرم «صلّى اللّه عليه و اله» بنا به روايات متواتر در قصّه غدير به همين آيه اشاره مىكند و خطاب به مردم مىفرمايد: ألست أولى بكم من أنفسكم؟ آيا من نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نبودم؟ و پس از اعتراف مردم، مىفرمايد: من كنت مولاه فعلىّ مولاه: كسى كه من مولى و ولى او هستم، على مولى و ولى اوست.[٢] بنابر اين، همان ولايت نبوى و علوى دلالت دارد، اين كريمه
[١] - ر. ك: سيد كاظم الحائرى، ولاية الأمر فى عصر الغيبة، ص ١٥٣؛ منتظرى، ولاية الفقيه، ج ١، صص ٣٧- ٤٠.
[٢] - ر. ك: مجلسى، بحار الانوار، ج ٣٧، ص ١٠٨؛ منتظرى، ولاية الفقيه، ج ١، ص ٤١.