ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ٨٨
عام فقيه جامع الشرايط مىكند. افزون بر اين، اينكه امام «عليه السّلام» مىفرمايد: «راويان حديث، حجّت من بر شما و من حجّت خدايم»، به روشنى بر اختيارات گسترده فقيه دلالت مىكند از جمله: اجرا و برپا داشتن حدود ....
در هر حال، برپا داشتن حدود و اجراى آن، در روزگار غيبت واجب است. زيرا نيابت از امام معصوم «عليه السّلام» در بسيارى از موارد، براى فقيه جامع الشرايط ثابت مىباشد. فقيه، همان جايگاه را در امور اجتماعى، سياسى دارد كه امام معصوم «عليه السّلام» دارد. از اين جهت تفاوتى بين امام «عليه السّلام» و فقيه نيست. اين امر در بين صاحبنظران و فقها، حل شده و كتابهايشان سرشار از رجوع به حاكمى است، كه نايب امام در روزگار غيبت مىباشد. اگر فقيهان از امام معصوم «عليه السّلام» نيابت عامه نداشته باشد، تمام امور مربوط به شيعه تعطيل مىماند. از اينرو، كسى كه سخنان وسوسهانگيز درباره ولايت عامّه فقيه مىگويد، گويا طعم فقه را نچشيده و معنى و رمز سخن معصومان «عليهم السّلام» را نفهميده و در سخنان آن بزرگواران كه فرمودهاند: «فقيه را حاكم، خليفه، قاضى، حجّت و ... قرار داديم.» تأمل نكرده است. اين سخنان و سخنانى از اين دست، مىفهماند كه مقصود آن بزرگواران، برقرارى نظم براى شيعيانشان، در بسيارى از امورى كه به آنها مربوط بود، به وسيله فقيه در دوران غيبت بوده است. از اينرو، سلار بن عبد العزيز در كتاب مراسم يقين پيدا كرده كه ائمه «عليهم السّلام» اين امور را به فقها تفويض كردهاند ...
خلاصه، مسئله ولايت عامه فقيه به قدرى روشن است كه نيازى به