ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات)

ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ١٧

كسان ديگرى نيز به اين نتيجه توجّه كردند، و با فرق نهادن ميان «دين» و «معرفت دينى» تلاش نمودند در عين حلّ مشكل از اين نتيجه فاسد اجتناب كنند. اينان گفتند: «اصل دين» ثابت است و «معرفت دينى» متغيّر و همپاى معارف بشرى در تكامل!

اينان درعين‌حال توجه داشتند كه امر متغيّر و در معرض زوال نمى‌تواند «مقدّس» باشد. ازاين‌رو پذيرفتند كه «دين، ثابت و مقدس است و معرفت دينى متغيّر و نامقدّس». امّا آنچه به چنگ بشر مى‌آيد، «معرفت دينى» است و «دين» در خلوتخانه خويش همواره دست نيافتنى باقى مى‌ماند. اينچنين در خلوتخانه خويش همواره دست نيافتنى باقى مى‌ماند. اينچنين دينى آسمانى هيچ تأثيرى در زندگى بشر زمينى ندارد و بلكه از تعريف «دين» خارج است؛ زيرا چنان‌كه گفتيم: دين مجموعه مطالبى است كه براى هدايت بشر از سوى خداوند متعال به وسيله پيامبران بيان شده است.

اگر آنچه را كه بيان شده و در متون دينى نيز آمده، «دين» بدانيم و با اين همه بر تغيير و تحوّل ضرورى و اجتناب‌ناپذير معرفت دينى اصرار ورزيم، در واقع «دين» را گرفتار تحول نموده‌ايم و همان راه حلّ پيشين را در جامه‌اى نو، به ارمغان آورده‌ايم. در نتيجه به اين معضل گرفتار مى آييم كه بگوييم: چنين دينى، مقدّس نمى‌تواند باشد.

براى حلّ اين مشكل به گونه‌اى كه از بى‌راهه و كج‌راهه‌روى در امان باشيم و صراط مستقيم را بپيماييم،- نه آنكه فقط در