ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ١٠٦
نقل مىكنند.
در هر روايت دو بحث ضرورت دارد:
- بحث سندى تا اعتبار آن احراز شود.
- بحث دلالى تا نحوه دلالت آن بر مطلوب ارزيابى گردد.
از آنجا كه مزبور به سندهاى مختلف و در كتب گوناگون براى ما نقل شده،[١] به صدور آن اطمينان داريم و از اينرو، شكى در اعتبار آن راه ندارد.
براى توضيح چگونگى دلالت اينروايت بر «ولايت فقيه» بايد به دو نكته توجّه كرد:
الف- نبى اكرم «صلّى اللّه عليه و اله» از سه شأن عمده برخوردار بودند:
- تبليغى آيات الهى و رساندن احكام شرعى و راهنمايى مردم
- قضاوت در موارد اختلاف و رفع خصومت
- زمامدارى جامعه اسلامى و تدبير آن، يعنى ولايت.
ب- مراد از «كسانى كه بعد از حضرت «صلّى اللّه عليه و اله» مىآيند و حديث
[١] - ر. ك: صدوق، من لا يحضره الفقيه، ٤، ص ٤٢٠( باب النوادر، حديث ٥٩١٩)؛ صدوق كتاب الأمالى/ ١٠٩( مجلس ٣٤، حديث ٤)؛ صدوق، عيون اخبار الرضا( ع)، ج ٢، ص ٣٧( حديث ٩٤)، صدوق، معانى الأخبار، ج ٢، ص ٣٧٤( باب ٤٢٣)؛ الحرّ العاملى، وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ٦٥ و ٦٦( كتاب القضاء أبواب صفات القاضى، باب ٨، احاديث. ٥٠ و ٥٣)؛ مرحوم نورى، مستدرك الوسائل( كتاب القضاء، أبواب صفات القاضى باب ٨، احاديث ١٠، ١١، ٤٨، ٥٢)؛ مجلسى، بحار الأنوار، ج ٢٠، ص ٢٥( كتاب العلم، باب ٨، حديث ٨٣)؛ هندى، كنز العمالى، ج ١٠، ص ٢٢٩( كتاب العلم من قسم الاقوال، باب ٣، حديث ٢٩٢٠٩).