ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات)

ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ٥١

به ديگر سخن، در عقايد بشرى اين انسان است كه با فكر و انديشه خود تصويرى از جهان اطراف خويش و جايگاه خود در آن به دست مى‌آورد. سپس بر آن اساسا، عرصه‌هاى گوناگون حيات خويش را تفسير مى‌كند و به ارائه نظام‌هاى گوناگون مى‌پردازد.

بشر هر قدر به جهان‌بينى دقيقترى دست يافته باشد، در دستيابى به نظام‌هاى كامل‌تر، موفقيت بيشترى خواهد داشت.

ابزار او در اين امر عقل و علم خود اوست كه با مراجعه به آنها جهان و موقعيت خويش را در آن ادراك مى‌كند و سپس براساس چنين ادراكى به نظام‌هاى گوناگون در زمينه‌هاى مختلف حيات خود دست مى‌يازد؛ سازوكارهاى متناسب را مى‌يابد و به قانون‌گذارى براساس نظامها و سازوكارها مى‌پردازد. او در اين فرآيند به دستورى خاصّ پاى‌بند نيست و تنها به راهنمايى عقل و خرد خود عمل مى‌كند و در حيطه ادراك و عقل خود به تفسير و تقنين مى‌پردازد. اگر او بشر را آزاد دانست.[١] و فرد را اصيل شمرد[٢] و اين افراد آزاد را در جستجوى لذّت و منفعت به حساب آورد[٣] و جهان را صحنه‌اى براى رقابت اين اشخاص در تصاحب كاميابى بيشتر ديد، آن‌گاه در مبانى هر نظام در هر حوزه از حيات بشر، آزادى در آن زمينه و محدوديت آزادى هر فرد به آزادى ديگران را


[١] -msilarebiL

[٢] -msilaudividnI

[٣] -msiratilitU