ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ١١٠
مىكند، با اين تفاوت كه در انتهاى آن به جاى أنا حجّة الله عليهم آمده است: أنا حجّة الله عليكم: من حجّت خدا بر شما هستم.[١] در نقل مرحوم طبرسى در كتاب «الاحتجاج» تنها أنا حجّة اللّه: من حجت خدا هستم، آمده است.[٢] البته اين تفاوت در نقل، هيچ تأثيرى در دلالت اينروايت، به توضيحى كه خواهد آمد، ندارد.
از حيث سند، اينروايت تا «اسحاق بن يعقوب» تقريبا" قطعى است؛ زيرا آن را گروهى از راويان از گروه ديگرى از مرحوم كلينى از اسحاق بن يعقوب نقل كردهاند.
نسبت به شخص «اسحاق بن يعقوب» توثيق[٣] خاصّى در كتابهاى رجال وارد نشده و برخى كوشيدهاند او را برادر مرحوم كلينى معرفى كنند.[٤] ولى اين تلاش، چندان هم كامياب نيست. راه سادهتر آن است كه بگوييم با توجّه به وضعيت امام زمان (عج) در دوران غيبت صغرا و فشار و خفقان موجود در آن روزگار- كه باعث شده بود حضرت «عليه السّلام» از انظار عموم پنهان شود و تنها از طريق نوّاب خاصّ با مردم ارتباط برقرار كند- صدور توقيعات، كه
[١] - شيخ طوسى، الغيبة، ص ١٧٧.
[٢] - ر. ك: شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ١٠١( كتاب القضاء، أبواب صفات القاضى، باب ١١، حديث ٩).
[٣] - بيان اين نكته كه راوى مورد اعتماد و وثوق است، در اصطلاح علم رجال« توثيق» ناميده مىشود.
[٤] - ر. ك: التسترى، قاموس الرجال، ج ١، ص ٧٨٦.