ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات)

ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ٩٩

اسرار الهى در عالم تكوين و تشريع است و مقام رسالت براى پيامبرى حاصل است كه مأمور باشد دانسته‌هاى خود را به مردم برساند و آنها را هدايت كند. مقام امامت همان منصب زمامدارى و اداره جامعه مى‌باشد.

در مورد دليل، عقلى برخى به قاعده لطف تمسّك كرده و آن را براى اثبات اين مطلب كه شخص نبى يا امام زمامدار جامعه است، كافى شمرده‌اند. ولى گروهى از علما اين دليل را ناكافى دانسته و به دليل حكمت تمسّك جسته‌اند.[١] دليل حكمت را در نهايت اختصار مى‌توان چنين توضيح داد:

عقل پس از اثبات بارى تعالى و عالم غير مادّى و معاد براى انسان، نتيجه مى‌گيرد كه هرچه در اين دنيا از افراد بشر سر مى‌زند، مى‌تواند تأثيرى ماندگار بر حيات اخروى او داشته باشد و عقل، خود را در كشف اين تأثيرات و تمييز موارد آن عاجز مى‌يابد. از اين‌رو، حكمت خداوند متعال، كه اين عالم و آدم را آفريده، حكم مى‌كند كه به گونه‌اى راه سعادت را براى انسان‌ها بنماياند و فرستادگانى به سوى آدميان اعزام كند. از سوى ديگر، براى تأمين هدف از ارسال رسل، كه همان هدايت مردم است، اين‌


[١] - درست برخلاف ادّعاى برخى كه بدون تحقيق و تفحّص تنها دليل عقلى را قاعده لطف دانسته و بى‌توجه به اشكالاتى كه از قرنها بر آن وارده شده- مانند اعتراضات فخر رازى- گمان كرده‌اند كه خود نخستين منتقد اين قاعده هستند و يا ردّ آن باب استدلال عقلى را بسته‌اند.( ر. ك: مهدى حائرى يزدى، حكمت و حكومت. صص ١٧٣- ١٧٦).