ولايت فقيه (مباني، ادله و اختيارات) - هادوى تهرانى، مهدى - الصفحة ٦٧
ولايت فقيه، تحليل مفهومى
«ولايت» در زبان عربى از مادّه «ولى» گرفته شده كه اين مادّه، به اعتراف لغتشناسان بزرگ عرب، يگانه و داراى معناى واحدى است. معناى «ولى» نزديكى و قرب مىباشد.[١] در زبان عربى، براى كلمه «ولى» سه معناى: ١. دوست، ٢.
دوستدار، ٣. ياور، و براى لفظ «ولايت» افزون بر آنها[٢] دو معناى:
١. سلطنت و چيرگى ٢. رهبرى و حكومت را ذكر كردهاند.[٣] در زبان فارسى، براى لفظ «ولىّ» معانى متعدّدى از قبيل دوست، يار، صاحب، حافظ، آن كه از جانب كسى در كارى توليت
[١] - ر. ك: مقائيس اللغة ج ٦، ص ١٤١- القاموس المحيط، ص ١٧٣٢؛- المصباح المنير، ج ٢، ص ٣٩٦؛ الصحاح ج ٦، ص ٢٥٢٨؛ تاج العروس ج ١٠، ص ٣٩٨.
[٢] - برخى از محقّقان وجود معناى دوستى با يارى را براى ولايت انكار كرده و آنرا تنها به معناى سلطنت يا رهبرى دانستهاند.( ر. ك: المنتظرى، دراسات فى ولاية الفقيه و فقه الدولة الاسلامية ج ١، ص ٥٥)
[٣] - ر. ك: القاموس المحيط، ص ١٧٣٢، تاج العروس ج ١٠، ص ٣٩٨؛ المصباح المنير ج ٢، ص ٣٩٦.